مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٠٢
٣. جامعه مدنى، جامعهاى است كه در آن قانون نهادينه شود.
٤. جامعه مدنى مجموعه سازمانها و نهادها و تشكيلات غير دولتى است كه نقش واسطه بين افراد و گروههاى اجتماعى از يكسو و حكومت از سوى ديگر را بر عهده دارد. مبناى تعيين اين مناسبات قرارداد اجتماعى است.
٥. جامعه مدنى، جامعهاى است كه مشاركتپذيرى، توزيع قدرت، تكثر و تنوّع را به عنوان يك اصل پذيرفته و به آن عمل مىكند. مبناى مناسباتش بر مفاهمه، گفتوگو و تبادل نظر است نه اعمال زور و خشونت.[١] جالبترين و عجيبترين تبيين از جامعه مدنى، تبيينى است كه آن را در مقابل جامعه مكّى! قرار داده است:
«اكنون مردم ايران قرائتى از دين را از زبان امام خمينى شنيده است و آن را برگزيده و به آن ايمان آورده و از جامعه مكّى به جامعه مدنى مهاجرت كرده است»![٢] حاكميت (ytngierevos/ سيادة، سلطة مطلقه عليا) و حكومت) tnemnrevoG (حاكميت يكى از سه ركن تشكيلدهنده دولت- كشور يا جامعه سياسى است كه در مقام تعريف آن، تعابير گوناگونى ارائه گرديده است.
١. قدرتى است كه نظم حقوقى از آن ناشى مىشود و مشروط به هنجارهاى خارجى يا هيچ پيشهنجارى نيست و قدرتى بالاتر از آن وجود ندارد.[٣] ٢. حاكميت عبارت از قدرت برتر فرماندهى يا امكان اعمال ارادهاى فوق ارادههاى ديگر است. دو مفهوم دولت- كشور و حاكميت توأمانند، يعنى بدون وجود
[١] - نقل تعاريف از: تازههاى انديشه، شماره ٦، ص ٢٢- ٣٥.
[٢] - ويژهنامه انديشه حكومت، شماره ٧، بهمن ٧٨، ص ١٥. جهت اطلاع بيشتر در زمينه جامعه مدنى. ر. ك: تازههاى انديشه، ش ٦ و نيز ر. ك: انديشه حوزه، سال چهارم، شماره ٢، پاييز ٧٧( ويژّ جامعه مدنى).
[٣] - على آقا بخشى، فرهنگ علوم سياسى، ص ٣٢١.