مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٧٧
از نظر اسلام، آزادى تشريعى در انتخاب و پذيرش دين وجود ندارد. آنجا كه تكاليف شرعى متوجه انسان است، آزاد و رها بودن در برابر آن مجاز نيست و اساسا به همين جهت است كه بر انجام يا عدم انجام آن ثواب و عقاب مترتب مىگردد.
با اين بيان، هيچ تقابلى ميان آيه ٢٨٥ سوره بقره كه هرگونه اكراه و اجبار در دين را نفى مىكند و آيه ٨٥ سوره آل عمران كه هيچگونه دينى، جز اسلام را نمىپذيرد، وجود نخواهد داشت، زيرا آيه اول مربوط به آزادى تكوينى و آيه دوم مربوط به وظيفه تشريعى است.[١] به طور خلاصه نكاتى كه از اين بحث استفاده مىگردد عبارتند از:
١. انسان از نظر تكوين در گزينش و انتخاب راه حق يا باطل آزاد است.
٢. ابزار شناخت حق و باطل در اختيار انسان قرار داده شده است.
٣. انسان به گزينش برتر توصيه شده است.
٤. دين حق و گزينه برتر به انسان معرفى شده است.
٥. انسان از نظر تشريع، موظف به گزينش دين حق و گزينه برتر است.
آزادى و آزادگى[٢]
نگاه اسلام به آزادى، نگاهى فراگير و همهجانبه است. درحالىكه مكاتب سياسى و حقوقى جهان معاصر كه داعيه آزادى دارند تنها به آزادى بيرونى انسان در زمينه روابط اجتماعى با همنوعان خود و با دولت و حكومت پرداختهاند، اسلام علاوه بر آن كه اين بخش از آزادى را با توجه تمام مورد عنايت خود قرار داده، از بعد دير آزادى كه در سرنوشت مادى و معنوى او بسيار تعيينكننده است نيز،
[١] - براى اطلاع بيشتر، ر. ك: محمّد حسين طباطبائى، الميزان، ج ٤، ص ١١٦ به بعد، تحت عنوان« ما معنى الحرية في الاسلام؟».
[٢] - در اين زمينه ر. ك: مرتضى مطهرى، گفتارهاى معنوى، ج ١.