مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٦٤
بر شبكههاى مالى، سياسى و تبليغى، هميشه از رقباى خود پيشى مىگيرد.
واكنش مردم در برابر احزاب
درعينحال كه احزاب در نظامهاى سياسى تأثير مسلّمى دارند اما تجربه دهههاى گذشته گوياى اين واقعيت است كه در غرب از ميزان نفوذ احزاب در ميان مردم و شركت آنان در انتخابات به تدريج كاسته شده است. در آمريكا اين تعداد از سال ١٩٦٠ به حدّى كاهش يافته كه يكى از تحليلگران اين پديده را «محو شدن رأى دهندگان» ناميده است.
ميزان پشتيبانى انتخاباتى و عضويت در دو حزب سوسياليست) o ?ifs (و كمونيست در فرانسه كاهش يافته است و به همين منوال ميزان پشتيبانى انتخاباتى و عضويت در احزاب ميانه (دمكرات مسيحى و راديكال) و در حزب گليستها سير نزولى داشته و هيچ يكى از اين احزاب به برترى و اكثريت دست نيافته است.»[١]
٤. طبقهبندى براساس نقش دين در نظام سياسى
نهاد دين نيز يكى از عوامل تأثيرگذار در نظامهاى سياسى است و حتى در نظامهاى سياسى غرب كه دين از صحنه سياسى به حاشيه رانده شده است، در بسيارى از موارد، قانونگذارى با توجه به ملاحظات دينى و هنجارهاى برگرفته از عقايد مذهبى صورت مىپذيرد. در نظامهاى سياسى شرق، به خصوص در كشورهاى اسلامى، به رغم عدم اعتقاد قلبى بسيارى از رهبران سياسى، دين تأثير به سزايى در اركان حكومتى دارد و نهايتا در پارهاى از نظامهاى اسلامى كارايى دين و نقشآفرينى آن به حدّى است كه قوىترين احزاب سياسى نيز با آن برابرى ندارند.
[١] - رابرت دوز و سيمور مارتين ليپست، جامعهشناسى سياسى، ترجمه محمّد حسين فرشاد، ص ٥٢.