نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٩٩ - ١- بستر تاريخى اقتصاد ايران (با تكيه بر اقتصاد كشاورزى و روستايى)
در اين دوره خودمختارى و استقلال اقتصادى ايران و امنيت حاصل از اين تغييرات منجر به احياء كشاورزى شد و شبكههاى آبيارى و كاريزها توسعه و بازسازى شدند. در اين دوران ايران صادركننده انواع كالاها و محصولات توليد شده در بخش كشاورزى بوده و توليد داخلى بيشتر از ميزان مصرف بوده است.
در دوره دوم كه مصادف است با حكومت شاه سليمان، با عدم رسيدگى به بخش كشاورزى اقتصاد ايران به سمت انحطاط سوق مىيابد. انحطاط كشاورزى و اقتصاد روستايى به تكامل توليدات پيشهورى و گسترش بازرگانى صدمه زد، و موجب كاهش حجم بازرگانى داخلى و در نتيجه سست شدن روابط اقتصادى ميان نواحى مختلف ايران گرديد. همچنين صنايع دستى قاليبافى و نساجى در زمان تسلط افغانها رو به انحطاط گذاشت.[١] انحطاط كشاورزى و توليد پيشهورى كه درآمد دولت را كاهش داد، موجب كاهش درآمد پارهاى از فئودالها و عدم رضايت آنان از حكومت صفوى گرديد. در نتيجه گرايش به سوى عدم تمركز بيشتر شد و حكومت مركزى رو به ضعف گذارد و در چنين اوضاع و احوالى بود كه افغانها با استفاده از تناقضات موجود در قلمرو دولت صفوى بر ايران مسلط شدند.
در دوران افشاريه، و بعد از مرگ نادرشاه افشار، از سال ١٠٠٥ ه ق وحدت سياسى ايران با زوال حكومت مركزى بسيار تقليل يافت و شرايط سياسى درون مرزى از يكسو، و جنگهاى ترك و افغان از سوى ديگر ايران را به ويرانهاى مبدل كرد. در اين حال دولت مركزى و خوانين محلى، هيچيك اقدامى براى كاستن بار سنگين مالياتها از دوش دهقانان نكردند تا سقوط اقتصادى و سياسى همه جانبهاى ايران را فراگرفت و كشاورزى از پايه و اساس متلاشى شد، تا آنكه كشور ايران در اواخر قرن ١٦ ه ق كشورى كاملًا وابسته و فقير در تمام سطوح سياسى و اقتصادى شد و خراج ده و جيرهخوار ملل اروپايى و روسيه گرديد.»[٢] در زمان سلطنت محمدشاه افشار در طى چندين سال
[١] - براى مطالعه بيشتر مراجعه شود به كتاب صنايع ايران بعد از اسلام، از حسن زكى محمد، ترجمه محمدعلى خليلى، تهران، اقبال، ١٣٢٠.
[٢] - جهت اطلاع بيشتر در زمينه كشاورزى دورههاى مختلف ايران به منبع زير مراجعه كنيد:
- احمد رضا ياورى، مقدمهاى بر شناخت كشاورزى سنتى ايران، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٩، ص ٢٩- ١.