نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤١ - ٣- ١- ٦- نهاد در ديدگاه نظريه پردازان علم حقوق
«مالينوفسكى» نهادها داراى قواعد و ضوابطى هستند كه به اسطورهها، قوانين دينى، اصول اخلاقى و قضاوت گروه اجتماعى پيوند دارد. براساس ديدگاه كاركرد گرايانه وى نهادها نيازهاى جوامع را برآورده مىسازند و از طرفى هر نهاد، جزئى از كل فرهنگ آن جامعه است.[١] دكتر روح الامينى در كتاب" زمينه فرهنگ شناسى" خود درباره نهاد چنين مىگويد:
" لازم به ياد آورى است كه اصطلاح انستيتوسيون در زبان فرانسه علاوه بر مفهومى كه به نهاد اجتماعى ترجمه گرديده به معنى مؤسسه، سازمان و مقررات شركتها (وضع شده از جانب يك يا چند نفر) نيز بكار مىروند كه ويژگيهاى نهاد اجتماعى درباره آنها صدق نمىكند. بدين معنى كه معمولًا فرد يا افرادى آن را تشكيل مىدهند. اين نهاد برهمه افراد جامعه تحميل نمىشود و ممكن است پس از مدتى از بين برود يا نقش خود را به موسسه ديگرى بسپارد. به عنوان مثال تعليم و تربيت، يك نهاد اجتماعى است كه از بين نمىرود، ولى فلان آموزشگاه يا موسسه آموزشى را نمىتوان يك نهاد اجتماعى دانست".[٢] دكتر روح الامينى از رابطه فرهنگ و نهاد به عنوان رابطه عموم و خصوص مطلق ياد مىكند؛ بدين معنى كه تركيب و هماهنگى نهادهاى اجتماعى است كه فرهنگ يك جامعه را تشكل مىبخشد و هيچ نهاد اجتماعى را نمىتوان يافت كه خارج از فرهنگ جامعه باشد."[٣]
٣- ١- ٦- نهاد در ديدگاه نظريهپردازان علم حقوق
بنابه نظريه گروهى از حقوقدانان، «نهاد» عبارت است از مجموعهاى از قواعد و دستورهاى سياسى و حقوقى كه در اثر تركيب و تأليف قواعد عرفى و قانونى بوجود آمدهاند. شرط تحقق مفهوم نهاد اين است كه اين قواعد چون تار و پود در تشكيل نسج
[١] - روح الامينى، محمود- زمينه فرهنگ شناسى، انتشارات عطار، ١٣٧١ ص ٤٢.
[٢] - همان منبع- ص ٤٣.
[٣] - روح الامينى، محمود- زمينه فرهنگ شناسى، انتشارات عطار، ١٣٧١، ص ٤٣.