نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧٩ - ٦- جايگاه جهاد درنظام برنامه ريزى كشور بانگاهى به ضرورتهاى توسعه اقتصادى
برنامهريزى منطقهاى قبل، بسته شده بود، ايران به يازده منطقه برنامهريزى تقسيم شده بود و براى هر منطقه يك دفتر برنامهريزى منطقهاى تأسيس كرده بودند) در برنامه پنجم همچنين حركت به سوى توسعه منطقهاى مواجه با دو تغيير عمده گرديد:
١- پذيرش يك سياست منطقهاى براى توسعه همه استانها
٢- يك روش اصولى و اساسى براى جمع بندى برنامههاى عمرانى مناطق، بجاى توزيع برنامه ملى بين مناطق درنظر گرفته شد و لذا مقدماتى براى تهيه و تدوين برنامهريزى منطقهاى انجام پذيرفت، اما بخشهاى عمرانى روستايى و شهرى همانند برنامههاى گذشته در دو فصل جداگانه برنامهريزى شده بود.
متأسفانه اين برنامهريزى داراى اشكالات عمده زير بود:
١- جنبههاى مهم اهداف و سياستهاى عمران منطقهاى در اين برنامه بوسيله بخشهاى مختلف (وزارتخانهها)، به عبارتى برنامهريزى بخشى، رسيدگى مىشد و ارتباط روشنى بين سياستهاى اين بخشها و سياستهاى عمران منطقهاى ديده نمىشد.
٢- ارتباط بين حوزههاى عمران روستايى و شهركهاى جديد و قطبهاى صنعتى در شهرهاى عمده (مانند اصفهان و تبريز و ...) مشخص نبود.
٣- در برنامه پنجم به برنامهريزى فضايى درخصوص برنامهريزى منطقهاى توجه كافى نشده بود.
طرح آمايش سرزمين جمهورى اسلامى ايران[١] اين طرح از لحاظ متدولوژى، تفاوت اساسى و ماهوى خاصى با طرح آمايش ستيران نداشته است. در اين بحث سعى مىگردد بيشتر مواردى كه مربوط به جامعه روستايى است ذكر شود. لذا اين طرح از اين نظر مورد بررسى قرار مىگيرد.
- شناخت وضع موجود جامعه روستايى:
١- پراكندگى بيش از حد روستاها و نقش حاشيهاى آنها در روند توسعه
٢- فقدان آمادگى نهادى جامعه روستايى براى اجراى طرحهاى توسعه
٣- عدم تعادل بين شهر و روستا (٥٠٠ نقطه شهرى در مقابل قريب به ٦٠٠٠٠ روستا)
٤- رشد جمعيت روستايى كه منجر به كاهش سرانه زمين كشاورزى مىشود.
[١] - دفتر برنامهريزى منطقهاى، مطالعات طرح پايه آمايش سرزمين اسلامى ايران، جلد اول و دوم، تهران، سازمان برنامه و بودجه، ١٣٦٣