نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٥٧ - ٣- ١- ٨- تعاريف نهاد از ديدگاه دانشمندان مديريت و سازمان
شامل تقسيمات فرعى ريزترى است كه برحسب الزامات كاركردى مىتوانند تشخيص داده شوند. براى مثال «پارسونز» در چارچوب سيستم فرعى نيل به هدف (آن بخش از سازمان كه قدرت تخصيص و تجهيز منابع در جهت دستيابى به هدف را دارد) چهار نوع تصميم را متمايز مىسازد:
تصميمات خط مشى
تصميماتى است كه روشن مىكند چه اهدافى بايد تعقيب شود و چگونه بايد بدانها نايل شد (بخش فرعى دستيابى به هدف از سيستم فرعى دستيابى به هدف).
تصميمات تخصيصى
تصميمات سطح پائينتر با توجه به تخصيص مسئوليتها و منابع بين افراد است (بخش فرعى).
تصميمات هماهنگى
تصميماتى است درمورد اينكه چگونه افراد بايد برانگيخته شوند و مشاركت آنان هماهنگ شود (بخش فرعى).
ارزشهاى حمايتى
ارزشهائى است كه براى مشروع و مجاز كردن حقوق تصميم گيرى در چارچوب اين سيستم فرعى بهكار مىرود (بخش فرعى).
«پارسونز» مشخص مىكند كه چگونه هركدام از سيستم هاى فرعى ديگر نيز به بخشهاى فرعى مناسب تفكيك شدهاند. بالاخره او چهار مشكل سيستم را به عنوان وسيلهاى براى توضيح روابط- با واژه خود وى، فرايندهاى مرزى- بين سيستم هاى فرعى بهكار مىبرد.
چهارچوب كارى «پارسونز» مانند ساير مدلهاى سيستم طبيعى بريك رشته نيازهاى كاركردى تأكيد دارد كه همه سيستم هاى اجتماعى بايد بهمنظور بقاء، آنها را برآورده سازند.
اما فرمولبندى «پارسونز» برخلاف ساير مدلهاى سيستم طبيعى، مبانى روشنى براى تمايز بين سازمانها و ديگر سيستم هاى اجتماعى قائل مىشود.
«پارسونز» توجه خود را به اهميت نسبى سيستم فرعى دستيابى به هدف در