نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤٥ - ٣- ١- ٧- نهاد در ديدگاه نظريه پردازان علوم سياسى
سازمان مادى مىتوانند خيلى همگن، خيلى قوى، خيلى ثابت، و خيلى بيشتر از سايرين كه سازمانهاى مادى آنان بهنظر مهم مىآيند، باشند. نيرومندى پنجههاى قدرت مذهبى، با اهميت معابد آنان متناسب نيست. رسم ها و عرفها غالباً قوىتر از قوانين و مجموعههاى مدرن هستند. سازمانها چيزى جز پوسته نهادها و پوشش بيرونى آنها نيستند و هميشه با واقعيت عميق آنان انطباق ندارند. پس، وحدت مفهوم نهادها را در معنى وسيع آن و در برابر ارتباطات ساده اتفاقى، بىآنكه برالگويى ساختى برش يافته باشد در رده نخست اهميت قرار دادن و تعارض «سازمانها» و نظامهاى ساختى را بىسازمانهاى مادى منطبق برآن در رده ثانى افكندن، بيشتر با واقعيات منطبق و بيشتر «عملى» است. پس بايد مفهوم محدود نهادها را كه مشابهت با سازمانها دارند بهكنارى گذاشت.
٢- عامل صور ذهنى جمعى
اهميت پديدههاى اجتماعى فقط بخاطر واقعيت مادى آنها نيست، بلكه به تصويرى كه از آنها مىسازيم، يعنى صور ذهنى جمعى، انديشهها، باورها، نظامهاى ارزشى كه بهدور آنها تنيده مىشود نيز مربوط مىشود. اين صور ذهنى جمعى، اين باورها، اين نظامهاى ارزشى، عامل اصلى نهادهايند.
بديهى است كه انطباق يا عدم انطباق اين صور ذهنى جمعى با واقعيت و تخيلى بودن يانبودن آنها اهميت چندانى ندارد. مهم، هوادارى گروه اجتماعى از آنهاست.
هر نهادى در عين حال يك الگوى ساختى و مجموعهاى از صور ذهنى جمعىِ كم و بيش ارزش يافته است؛ يعنى هر نهادى كم و بيش، مستقيماً به يك نظام ارزشى و به بينشى درباب خوب و بد، درست يا نادرست كه با موضع گيرى" موافق" يا" مخالف" ملازمه دارد، باز مىگردد. درجه ارزشگيرى برحسب نهادها تغيير مىكند، در مورد نهادهاى سياسى، اين درجه بسيار بالاست. سياست، كم وبيش" پاكانگارى"(Sacralisas) شده است، يعنى كم و بيش به نظامهاى ارزشهاى والاى جامعه باز، بسته است».[١]
[١] - دو ورژه، موريس- جامعهشناسى سياسى- ترجمه ابوالفضل قاضى، انتشارات جاويدان، ١٣٥٨، ص ٩١- ٩٢.