نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣ - مقدمه
فصل دوم: بررسى نظرى نهاد و نهادگرائى
مقدمه
نقش واژگان در ساختارهاى زبان و اهميت زبان به مثابه شاكله فرهنگ و هويت قومى و ملى، موجب ظهور نظريات عديدهاى در حوزه زبان شناسى شده است. اين نظريات بر رابطه فرهنگ و زبان دلالت كرده و پيوند بين عنصر معنايى زبان و ويژگيهاى انسانى جامعه را قرين صحت كرده است.
بر مبناى اين نظريات، واژگان زبان نمايشگر فرهنگ مردمى است كه با آن سخن مىگويند و بازتاب دگرگونيهائى است كه در طى زمان رخ مىنمايد. به اين ترتيب هيچ امرى را خارج از متن فرهنگى آن نمىتوان دريافت. اين متن را كاسيرر «صورت سمبليك» نام مىدهد و همين صورت نمادى است كه واقعيت را مىسازد و آن را براى ما فهمپذير مىكند. از نظر «كاسيرر» هيچ امرى را بدون ملاحظه نسبتهاى سمبوليك بنيادى يعنى فضا، زمان، عدد و عليت كه در هر متن مقدم عينيت آن هستند، نمىتوان يافت.[١] با اين وصف، نقطه عزيمت و ورود به يك فرهنگ و تقارب با ويژگيهاى اجتماعى آن، بهرهگيرى از صدور معنايى واژگان آن است. به عبارت ديگر تسرى شناخت از محدوده يك امر منفرد به مجموعه و كليت آن امر و بسترى كه در آن رشد و نمو يافته است، نيز به نوبه خود نيازمند معرفى معانى آن مىباشد. از اين رو لغت شناسى و
[١] - كاسيرر، ارنست- رسالهاى در باب انسان( درآمدى بر فلسفه فرهنگ)، ت: بزرگ نادر زاد، سال انتشار ١٣٧٣، ص ١٥.