نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧٨ - ٦- جايگاه جهاد درنظام برنامه ريزى كشور بانگاهى به ضرورتهاى توسعه اقتصادى
به عنوان يك وسيله عمده جهت توسعه منطقهاى شناخته شد و برنامه احداث و گسترش شهركهاى صنعتى از فصل صنايع و معادن به عمران ناحيهاى منتقل گرديد.
بطور كلى مسائل و ويژگيهاى عمده عمران منطقهاى در ايران از آغاز برنامه اول تا پايان برنامه چهارم عبارت بود از:
١- روشهاى استفاده شده در برنامهريزى، روشهاى هدايتكننده رهبرى و ساختار اجرائى دستگاه مركزى براى مناطق بوده است (توزيع استانى برنامههاى ملى)
٢- در سطح ناحيه و منطقه، يك تمركز تشديد ادارى و نارسايى در هماهنگى بين ناحيه و منطقه وجود داشته است.
٣- از مفاهيم و مراكز رشد در اين برنامهها برداشتهاى محدودى مىشد.
٤- در طول اجراى اين چهار برنامه به آموزشهاى عمومى و تخصصى نيروهاى انسانى در سطح منطقه اهميتى ناچيز داده شده و حتى در برخى مواقع مىتوان مدعى شد كه هيچگونه اهميتى داده نشده است.
٥- در انتخاب و اجراى طرحهاى عمرانى منطقهاى، اهداف نمايشى و سياسى بيش از اهداف عمرانى، مدنظر بوده است.
٦- بدليل ارجاع طرحها به مشاورين خارجى (چه در مرحله مطالعه و چه در مرحله اجرا)، عملكرد طرحها با واقعيات زمانى و مكانى كشور تطابق نداشته و بجاى اينكه اين طرحها بتوانند تبديل به محور توسعه مناطق پيرامونى خود گردند، بصورت جزيره مستقلى در منطقه خود عمل مىكردند. بعنوان نمونه كشت و صنعت مغان را مىتوان نام برد كه باعث تضادهاى فرهنگى و منطقهاى گرديد.
٧- تعادل منطقهاى كه نتيجه موردانتظار از اجراى طرحهاى منطقهاى است نهتنها صورت نگرفت، بلكه بهدليل انتخاب مناطق مستعد به پيروى از الگوى «قطبهاى رشد» شكاف ناشى از عدم تعادلها نيز بيشتر شد.
٨- در طول انجام چهار برنامه عمرانى اول، به مشاركت مردمى توجه ناچيزى شده است.
در برنامه عمرانى پنجم، بدليل مشكلات اجرايى، عملًا تقسيم بندى منطقهاى برنامه چهارم ناديده گرفته شد. (طى قراردادى كه با يك مشاور آمريكايى، يعنى مشاورين