نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٩٥ - ١- بستر تاريخى اقتصاد ايران (با تكيه بر اقتصاد كشاورزى و روستايى)
دامدارى كه در كنار كشاورزى ركن ديگر حيات اقتصاد روستايى است در موارد زياد در هر جا ارج نهاده شده «گلهپروارى و مزرعه گندم سودبخش را، مهر دارنده دشتهاى فراخ و رام چراگاهان خوب بخشنده را و آب مزدا آفريده را مىستاييم. گلهپروارى را مىستاييم»[١] بونيفاسيو: «در زمانى كه ايران تشكيل كشور شاهنشاهى مىداده تصور مىرود كه بيست درصد اهالى آن چادرنشين بودهاند و شماره شهرنشينها را به همين نسبت تخمين زدهاند. بنابراين روستاييان اكثريت عظيم مردم اين كشور را تشكيل مىدادهاند.»[٢] در دورههاى گذشته شاهان هخامنشى با نظارت كامل امور مربوط به رونق كشاورزى را اداره مىكردند و به تشويق يا تنبيه فرمانروايى كه در ترقى يا تنزل آن دخيل بودند، مىپرداختند. همچنين شاهان هخامنشى براى تشويق روستاييان به كشاورزى و آبادى زمينها مقرر داشته بودند كه هر كس زمينهاى بىحاصل را به واسطه آبيارى آباد كند، تا پنج پشت درآمد آن زمينها از آن او و اعقابش باشد.[٣] مهمتر از همه آنكه گيرشمن مىنويسد در آن زمان، به منظور توسعه كشاورزى، باطلاقها را خشك مىكردند.[٤] استرابون نيز فراوانى نعمت و ثروت در ايران باستان را ناشى از توسعه كشاورزى و بويژه توجه به تهيه آب و آبيارى بوده و بهرهگيرى روستاييان از آب برف و قنات مىداند.
علاوه بر شكفتگى و رونق فعاليتهاى روستايى و افزايش سطح توليدات كشاورزى و ترقى دامدارى در عهد هخامنشيان، فنون زراعت مثل مهندسى زراعى و سدسازى و كندن كانالهاى بزرگ به منظور خدمت به امور روستايى پيشرفت و رواج زيادى داشته است.
روش آبيارى مصنوعى در دوره هخامنشىها كه ماحصل تجربههاى تمدنهاى ايلامى و مادى بود در سراسر كشور توسعه بى سابقهاى يافت و به حد كمال خود رسيد.
[١] - هفتن پشت كوچك.( از منابع تاريخى زرتشتيان)
[٢] - تمدن ايرانى، تأليف چند تن از خاورشناسان، ترجمه دكتر عيسى بهنام، ص ١٧.
[٣] - پوليت: كتاب ١٠، بند ٢٨.( از منابع تاريخى زرتشتيان)
[٤] - گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام، دكتر محمد معين، ص ١٧٣.