نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١١٦ - ٢- بستر اقتصادى- اجتماعى تشكيل جهاد از ديدگاه اقتصاد توسعه
كل جمعيت افزايش يافته است. ولى فقط ٢/ ٢ درصد اين افزايش مربوط به مهاجرت از روستا به شهر بوده است.
اين مهاجرتها يا به صورت درون منطقهاى صورت مىگرفت و يا ميان منطقهاى، براى مورد اخير مىتوان ازمهاجرت روستاييان بلوچ و زابلى به گرگان و گنبد و خراسان نام برد.
ثانياً، مهاجرتهاى روستايى در اين دوره اكثراً بصورت فصلى و غير دائمى بوده است. يعنى روستايى در ايام بيكارى و فصل ركود كار كشاورزى از روستاى خود مهاجرت مىكرد و هنگام رونق و شروع كار كشاورزى دوباره بدانجا باز مىگشت. در اين مهاجرتهاى موقتى، خانواده روستايى در ده مىماند و فرد مهاجر به تنهايى راهى ديارى ديگر مىشد.
ثالثاً، بيشتر مهاجرين از قشر خوشنشين بودند. بعبارت ديگر، تحرك جغرافيايى خوشنشينان بدليل عدم وابستگى به زمين، بيشتر از كشاورزان بوده است.
دوره دوم: اين دوره از اوايل دهه ١٣٤٠ به تدريج با آغاز برنامههاى مربوط به تقسيم زمين و مشكلاتى كه بر اثر دگرگون شدن نظام سنتى روستاها پديد آمد، آغاز مىشود.
در اين دوره دو عامل، آهنگ مهاجرت از روستا به شهر را تشديد كرد:
١- بيكارى بخشى از جمعيت روستايى در نتيجه دگرگون شدن ساخت سنتى روستا، بدين ترتيب كه امكان معيشت بخشى از جمعيت روستايى كه ارتباط مستقيم با نظام ارباب و رعيتى داشت و درصد قابل ملاحظهاى از خوشنشينان روستا را تشكيل مىداد، از بين رفت.
٢- استقرار و گسترش صنايع وابسته بويژه در تهران و چند شهر بزرگ ديگر، بخشى از نيروى كار آزاد شده بخش كشاورزى را متوجه خود كرد، ولى قسمت اعظم اين نيرو متوجه بخش خدمات شد كه به سرعت و بطور كاذب گسترش يافت.
براساس مطالعهاى كه از جانب موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى انجام شده است، نقاطى كه به تهران نزديكتر بودهاند، بيشترين تعداد مهاجر را بسوى اين شهر گسيل داشتهاند؛ بهطورى كه از گرمسار نزديك به ٨٠%، از گلپايگان ٧٠% و از همدان ٤٣% از مهاجران راهى تهران شدهاند.