نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٠٠ - ١- بستر تاريخى اقتصاد ايران (با تكيه بر اقتصاد كشاورزى و روستايى)
قحطى، بسيارى از روستاها ويران شدند. اقتصاد كشور ما در سراسر قرن نوزدهم با وجود رشد جوانههاى اقتصاد سرمايهدارى، به علت دورى از بازارهاى اروپايى و تسلط مناسبات اربابى در حالت انزوا قرار داشت و در مقايسه با اقتصاد كشورهايى نظير مصر و تركيه عقب مانده بود.
كشور ما هنوز به صورت يك واحد اقتصادى متشكل در نيامده بود. از جمعيت ده ميليونى آن كمتر از ٥ ١ در شهرها (بطور عمده در شهرهاى كوچك روستايى) زندگى مىكردند و ٤ ١ آن چادرنشين بودند و بقيه را روستاييان تشكيل مىدادند. با اينكه در كشورهاى عقب مانده، پس از هجوم استعمار، ساختن راههاى شوسه و راهآهن رونق گرفته بود، ولى طول راهآهن ايران در اين زمان از ١٢ ميل تجاوز نمىكرد و درآمد بودجه بسيار ناچيز بود و هر آنچه بدست مىآمد صرف امور غير مولد مىگرديد، بهطورى كه ٤٣ درصد بودجه كشور صرف ارتش، ٢٤ درصد به مصرف مستمريها، ١٣ درصد به مصرف خانواده سلطنتى قاجار و كمتر از ٧ درصد به مأمورين محلى پرداخت مىشد.»[١] بار سنگين مالياتها به دوش روستاييان و پيشهوران شهرى بود كه كل درآمد سه ميليون ليرهاى سالانه كشور را تأمين مىكردند.
فساد و رشوهخوارى چنان عمومى و مجاز شمرده مىشد كه تمام مقامات كشورى و لشكرى از بالا تا پايين را دربرمىگرفت، تا جايى كه مأمورين ماليه سه برابر آنچه را كه براى خزانه دولت از موديان مالياتى دريافت مىكردند به جيب مىزدند. به همين منظور از راه خراج، پستها و مقامات دولتى را به بالاترين و مناسبترين پيشنهادها عرضه مىكردند.[٢] كشور ايران از همان ابتداى تحولات مدرن بشرى، به علت موقعيت خاص جغرافيايى، اقليمى و فرهنگى خود و همسايگانش از وضعيتى استراتژيك برخوردار بوده است.
اين نكته باعث گرديده كه در تمامى سالهاى دو قرن گذشته، هميشه خارجيان يكى از عوامل اساسى در طراحى استراتژى تحول جامعه باشند. لذا به نظر مىرسد كه
[١] - كروزون، ايران و مسئله ايران، نسخه انگليسى، صفحات ٥- ٢٨٢.
[٢] - نگاه كنيد به اوضاع اجتماعى ايران در عهد قاجاريه، تأليف لمبتون، ترجمه منير برزين.