نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٧ - ٣- ١- ٩- تعاريف نهاد با توجه به ويژگيهاى اصلى و مفاهيم جامعه شناسانه ديگر
تعريف نهاد با تكيه بركنترل اجتماعى
منظور از كنترل، بازرسى و تفتيش نيست، بلكه غرض مراقبت و نظارت اجتماعى است. صاحبنظرانى چون «لستردارد» و «هانرى پرات» براى نهاد، كاركرد كنترل قائل هستند؛ بدين معنى كه نهادها انتظارات جامعه را بازتاب مىكنند. چون نهادها وجود دارند فرد مىداند چگونه بايد در ميان جمع فكر و عمل كند. رفتار گروه غالباً بهطرزى نيمهآگاهانه با تكرار مستمر تعيين مىشود. گروه از طريق نهادهايش به آسانى مىتواند شيوههاى بههنجار عمل را بشناسد. فشار اجتماعى از طريق وجود نهاد، برروى افراد و گروههايى كه مىخواهند به راه انحرافى بروند، اعمال گردد.[١] تعريف نهاد با تكيه برنياز اجتماعى
در اينكه نهادهاى اجتماعى براساس نياز جامعه و براى تأمين مايحتاج جسمانى، روانى و نفسانى و اجتماعى بوجود مىآيند ترديدى نيست. درواقع كليه صاحبنظران علوم اجتماعى براين امر اجماع دارند. اما جامعهشناسانى چون «دگره» بطور مشخص كاركرد نهادها را در تأمين نيازهاى اجتماعى قلمداد مىكند و با توجه به تفاوت نيازها، نهادها را به سه دسته نهادهاى اوليه، ثانويه وثابت تقسيم مىكند كه هر يك از اين نهادها تأمينكننده بخشى از مايحتاج فردى و اجتماعى مىباشند. نهادهاى اوليه براى جامعه نقش حياتى داشته و كاركرد معيشتى و توليد نسل دارند، نهادهاى ثانويه ناظر برسازمانهايى هستند كه براساس روابط قدرت اعم از قدرت سياسى، اقتصادى و ...
شكل مىگيرند و نهادهاى ثابت، تأمينكننده حوايج روحى- روانى انساناند و در حيطه هنر، مذهب و زبان قرار دارند.
تعريف نهاد با تكيه برساختار اجتماعى
گروهى از جامعهشناسان نهاد اجتماعى را به منزله ساخت روابط بين افراد و گروههاى اجتماعى تعريف نمودهاند. «سامنر»
( Summner )
مىگويد: نهاد عبارت است
[١] - نيكگهر، عبدالحسين- مبانى جامعهشناسى- انتشارات رايزن، ١٣٦٩، ص ٢٤٦.