نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٠ - ٣- ١- ٨- تعاريف نهاد از ديدگاه دانشمندان مديريت و سازمان
راههاى غيرمعمولى براى ارضاء نيازهاى برآورده نشده ايجاد شدهاند. چنان مكانيزم هايى شاملساختارهاى غيررسمى، ايدئولوژىهاو سازگارسازى مىباشد.
او مطرح مىكند كه بهجاى تبعيت از روانشناسان صنعتى كه فرآيندهاى روانشناسانه عادى را مطالعه مىكنند، بايد از روانشناسان بالينى پيروى كرد كه به بررسى تطبيق پويايى ارگانيزم در طى زمان مىپردازند. بهجاى تمركز برتصميمات روزمرهاى كه در سازمان اتخاذ مىشود، بايد كار خود را برتصميمات حياتى متمركز كنيم كه گاهى در سازمان اتخاذ مىشوند و منجر به تغيير در خود ساختار مىگردند. الگوى اين تصميمات حياتى در طول زمان به توسعه ويژگى ساختارى متمايزى براى هر سازمان منجر مىشود. درست مانند تصميمات حياتى فرد و روش خاص وى در تطابق با مسائل كه منجر به توسعه شخصيت خاص وى مىشود.
«سلزنيك» فرآيندى را كه سازمان با آن، ويژگى ساختارى متمايزى براى خود ايجاد مىكند، نهادى ساختن مىنامد. نهادى شدن بزعم «سلزنيك» عبارت از «عجين شدن» ارزشهاى ماوراى تجهيزات فنى در وظيفه جارى مىباشد. از ديد او:
واژه «سازمان»، سيستم ساده، مشخص، دقيق و منطقى از فعاليتهاى هماهنگ شده آگاهانه را نشان مىدهد. اين واژه به يك ابزار ضرورى و يك وسيله عقلائى طراحى شده براى انجام يك كار، اشاره دارد. از طرف ديگر يك «نهاد» تقريباً محصول طبيعى نيازها و فشارهاى اجتماعى مىباشد (يك ارگانيزم تأثيرپذير و انطباقپذير.)
تعهدات نهادى، در مواجهه با محدوديتها و فشارهاى محيط بيرونى و تغييرات در تركيب علائق كاركنان و روابط غيررسمى آنان ايجاد مىشود. هيچ سازمانى كاملًا از اين فشارهاى داخلى و بيرونى درامان نيست، اگرچه حدود نهادى شدن از يك سازمان به سازمان ديگر تفاوت دارد.
«سلزنيك» به تبعيت از «بارنارد» معتقد است كه رهبرى مىتواند نقش حياتى را در اين فرآيند تكوينى ايفاء كند. رهبران بايد رسالتهاى مؤسسه را تعيين كنند: انتخاب و حمايت از ارزشهاى خاص سازمان و ايجاد يك ساختار اجتماعى براى تبلور آن ارزشها، در زمره مسئوليت آنان است. تصميمات حياتى كه هر موسسه با آن مواجه است عبارتند از: انتخاب يك مبناى اجتماعى (نوع مشتريان و بازار براى انجام خدمات، ساختن يك