نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٣١ - ٣- ١- ١- حوزه اصالت واقعيت اجتماعى
وحدت انتظار متقابل عاملها در يك نظام منطبق بركنش متقابل نقشهاست كه برحسب طرح مشترك ارزشهايى كه جنبه هنجارى دارند انجام مىپذيرد.[١] از نظر «پارسونز» يك نظام كنشى نهادينه به گسترهاى گفته مىشود كه در آن كنشگران در يك ارتباط مداوم هستند و كنششان به سوى يك مجموعه عام از استانداردهاى هنجارى والگوهاى ارزشى جهت مىيابد. وى انگيزه اوليه براى اطاعت از يك هنجار نهادى را اقتدار اخلاقى كه برروى افراد اعمال مىشود، مىداند. در واقع نهادها يك نظام هنجارها تلقى مىشوند كه روابط افراد با يكديگر را تنظيم مىكنند و تعيين مى كنند كه روابط افراد چگونه بايد باشد.[٢].
بدين صورت وى در كتاب «نظام اجتماعى» نهادها را به سه دسته تقسيم مىكند كه عبارتند از:
«نخست نهادهايى كه معطوف به روابط هستند و انتظار نقشها را همانطور كه هستند صرفنظر از قواعد آن تعريف مىكنند. دوم، نهادهاى نظم دهنده كه قانونى بودن منافع خصوصى را با در نظر گرفتن اهداف و وسايل تعريف مىكنند، اين نهادها مىتوانند به صورت ابزارى بيانى و يا اخلاقى باشند. سوم، نهادهاى فرهنگى كه بر سه نوع است:
الف) اعتقادات شناختى
ب) نظام نمادهاى بيانى
ج) وظايف اخلاقى خصوصى»[٣] ارتباط خرده نظامهاى مورد نظر «پارسونز» با نهادها را مىتوان بدين صورت تشريح كرد كه كنشهاى اجتماعى تحت چهار خرده نظام عمل مىكنند. اين خرده نظامها، نهادهايى بدين شرح هستند:
الف) نهاد دينى كه مسئوليت ثبات اخلاقى را بر عهده دارد و از ارزشهاى فرهنگى عمومى مراقبت مىكند.
ب) نهاد حقوقى كه هنجارها و قوانين اجتماعى را تنظيم مىكند.
[١] - توسلى، غلامعباس- نظريههاى جامعهشناسى، انتشارات سمت، ١٣٦٩، ص ١٩٣.
[٢] ..١٢ :p .dibI -١
[٣] - همان منبع، ص ١٩٣.