نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٥٩ - ٣- ١- ٨- تعاريف نهاد از ديدگاه دانشمندان مديريت و سازمان
ساختار رسمى تنها يك جنبه از ساختار اجتماعى واقعى است كه بايد خود را از طرق مختلف با فشارهاى نهادهاى محيط تطبيق دهد. بهطور خلاصه فردگرائى سازمانى «بهوسيله عدم توافق در ابزارهاى عمل» محدود مىگردد: افراد ويژگيهاى معينى را به سازمان مىآورند و به عنوان اعضاء براى خود تعهدات ديگرى نيز ايجاد مىكنند؛ بهنحوى كه ظرفيت عمل عقلائى آنان را محدود مىكند. رويههاى سازمانى بهنوبه خود ارزش هدف پيدا مىكنند، و سازمان در جريان برخورد با محيط، اهداف فعلى خود را مصالحه و فرصتهاى آتى خود را محدود مىكند.
«سلزنيك» ساختار سازمانى را به عنوان ارگانيزم سازگارپذير تلقى مىكند كه در پاسخ به ويژگيها و تعهدات افراد و تأثيرات محيط، بيرونى شكل مىگيرد. او بهروشنى روش تحليل كاركردى را مىپذيرد و توضيح مىدهد كه:
اين بدان معنى است كه يك سيستم تجربى معين، محكوم به داشتن نيازهاى اساسى است كه اساساً به ابقاء خود در سيستم مربوط مىشوند. سيستم، وسايل دفاع از خود را بهطور مكرر توسعه مىدهد و فعاليت روزانهاش برحسب كاركردهائى تعيين مىشود كه آن فعاليتها را در خدمت حفظ و دفاع از سيستم بهكار مىگيرند.
«سلزنيك» با تأكيد براين مسئله كه مهمترين نياز كليه سيستم ها، «حفظ انسجام و استمرار خود سيستم مىباشد، درصدد تشخيص «قواعد مشتق شده» مشخصترى است كه شامل امنيت سازمانى به عنوان يك كل در ارتباط با محيطش، ثبات خطوط اختيارات و ارتباطات، ثبات روابط غيررسمى در سازمان و هماهنگى حاصل در معنى و نقش سازمان مىباشد.
مدل «سلزنيك» يك تفسير نسبتاً قراردادى از تصوير كلىتر سيستم طبيعى مىباشد، اما توسعه آن برگشت غيرمنتظرهاى را (در سيستم طبيعى) نشان مىدهد. او مطرح مىكند درصورتى كه درصدد بررسى ارضاء كليه نيازهاى ارگانيزم نباشيم، مسائل جالبترى از سازمانها را فرا خواهيم گرفت، اما مانند «فرويد» برنيازهائى توجه دارد كه نمىتوانند از طريق راههاى مقبول ارضاء شوند. بنابراين توجه وى از ساختارها و رويههاى رسمى كه كاركرد هموارى دارند بهطرف ويژگيهايى معطوف مىگردد كه با