نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤٦ - ٣- ١- ٧- نهاد در ديدگاه نظريه پردازان علوم سياسى
«دو ورژه» در تعريف ديگرى از نهاد، آن را مجموعه وضعها و نقشها مىداند و در تعريف وضع و نقش مىگويد:
«وضع؛ هر كس در تعداد زيادى از مواضع اجتماعى قرار گرفته است، «ام دوپون» مثلًا در عين حال، هم شوهر و هم پدر خانواده است، هم منشى باشگاه رگبى، هم در كارخانه رنو كارگر ماهر، هم عضو حزب كمونيست و هم در گروهى از رفقا عضو است و نظاير آن. هركدام از مواضع او، فرصت يك سلسله روابط اجتماعى به او مىدهد».
برحسب اصطلاح جامعه شناس آلمانى «دارندرف» وى يك رابطه سازنده و يك ميدان روابط اجتماعى است. اين ميدان روابط اجتماعى «اصولًا چيزى است كه مىتوان مستقل از فردى تصورش كرد» كه جايگاه را اشغال مىكند، پس منظور، همان نظامهاى روابط ثابتى است كه در تعريف ما از نهاد مىگنجد. جايگاه شوهر در جامعهاى كه «دوپون» مىزيد با مجموعهاى از روابط متصور توسط اعضايش انطباق دارد و همچنين است موضع پدر خانواده. اگر «دوپون» ديگر به عنوان منشى باشگاه يا كارگر ماهر نزد كارخانه رنو نباشد، توسط كس ديگرى جايگزين خواهد شد. جايگاه اجتماعى كه بدينسان براساس عينيت تعريف شد،" وضع" ناميده مىشود. وضعها چيز ديگرى جز الگوهاى روابط، يعنى نهادها، به معنى آن چيزى كه ما به اين كلمه داديم، نيستند.
نقش؛ مفهوم نقش بررفتارهايى كه از دارنده وضع انتظار داريم و همچنين بروظايفى كه دارنده به عهده دارد منطبق است. نقش، چيزى جز يكى از وجوه وضع نيست.»[١] در بحث از انواع نهادها، «دو ورژه» در دو سطح، نهادها را از هم متمايز مىكند. از يك سو آنها را برحسب موضوع به نهادهاى سياسى، دينى، اقتصادى، خانوادگى و ادارى تقسيم مىكند و در سطحى ديگر به نهادهاى عملى و آگاهانه تفكيك مىكند و در توضيح آنها چنين مىگويد:
«نهادهاى عملى و نهادهاى آگاهانه: مىتوان گفت برخى از نهادها خودبخود و تقريباً بطور مكانيكى بواسطهبازى جبر و تحول، پا به عرصه حيات گذاشتهاند، چنين است حال طبقات اجتماعى، سطوح درآمدها، انواع زندگى و نظاير آن. اين نهادها حتى
[١] - همان منبع، ص ٩٢- ٩٣.