نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٩ - ١- واژه شناسى نهاد
متضمن تمايز، تعدد و تمركز در جهت ارضاى نيازهاى اساسى در گروه. از نظر «لينتن»(Linton) نهاد مجموعهاى از الگوهاى فرهنگى است كه كاركردهايى را بعنوان يك مجموعه بعهده مىگيرد. بنظر «پارسونز»(Parsons) نهاد مجموعهاى از نقشهاى (يا روابط پايگاهها) نهاده شده است كه داراى ساخت پايا و منظم و با هدف است. او در اثرش «نظام اجتماعى» همين انديشه را بدينسان عنوان مىكند: (انسانها هنجارها و ارزشها را مىپذيرند و از آن خود مىكنند. پس تطابق با آنها برايشان معناى مشخصى دارد. از آنجا كه در حيات اجتماعى مشاركت وجود دارد تا آنجا كه ديگران نيز همين ارزشها را از آن خود بسازند و تطابق با آنها، هم از نظر شخصى برايشان ارضاء كننده و هم لازمه برانگيزى واكنشهاى مناسب از جانب ديگران باشد، يك الگوى ارزشى نهادى شده خواهد بود. بدين قرار، يك نهاد، مجموعهاى از نقشهاى بهم پيوسته و نهادى شده است كه معناى ساختى بلند مدتى در نظام اجتماعى داراست.) «اسپنسر»(H .Spencer) در اثرش «اصول اوليه نهاد»(TheSocialSystem ,p ٩٣) نهاد را ارگانى مىداند كه كار كردهاى اساسى جامعه را بعهده مىگيرد. سامنر در اثرش «شيوههاى قومى»(FolkWaoys) معتقد است كه نهاد، يك عمل يا هنجار نيست. او نهاد را با پديدههاى اجتماعى مهم و حائز اهميت خاص مرتبط مىداند.
از اين رو مى توان گفت:
الف- نهاد، جنبهاى از حيات اجتماعى است كه بر پايه ارزشها استقرار يافته (نظير آموزش، ازدواج، مالكيت و ...) و بر محور آن سازمانهاى گوناگون پديد مىآيند.
ب- در معنايى ديگر نهاد، تشكيلات يا سازمانهاى حائز اهميت و داراى معناى ساختى است.[١] نظام نهادى(Instit utionals ystem)
«در اصطلاح به مجموعه يا شبكهاى از نهادها اطلاق مىشود كه نيازهاى اساسى انسان و جامعه را هر يك به صورتى پاسخ مىدهند؛ نظير نظام اقتصادى (نهادهاى اوليه، توزيع، مبادله، مصرف)، نظام زناشويى (نهادهاى ازدواج، خويشاوندى، وراثت و ...)»[٢]
[١] - ساروخانى، باقر- دايرة المعارف علوم اجتماعى، انتشارات كيهان، سال ١٣٧٠، ص ٣٦١.
[٢] - همان منبع، ص ٣٦٢.