نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٩٧ - ١- بستر تاريخى اقتصاد ايران (با تكيه بر اقتصاد كشاورزى و روستايى)
گرسنگى موجب آشفتگيهاى غيرقابل تحمل گشت. اربابان فئودال، سرخرمن، هر قدر كه صلاح مىدانستند سهمى گاه خيلى كمتر از يك پنجم براى خرج يك سال روستايى و خانوادهاش مىگذاشتند و با روستاييان مثل چهارپايان رفتار مىكردند. هر قدر مىخواستند از آنها كار معمولى و يا كار اضافه بيگارى مىكشيدند.
در ايران دوره ساسانيان ظاهراً دين زرتشتى رسميت يافته بود. اين دين از همان آغاز ساسانيان به وسيله موبدان به سود دودمان حاكم و اشراف زميندار و به زيان مردم روستايى و زحمتكشان شهرى تغيير يافته و اداب و رسوم آن تعميم داده شده بود.
هانرى كربنHanry Corbin از اعتقاد ايرانيان اين دوره به ناجىيى به نام سوشيانت سخن مىگويد و مىنويسد: «مردم ايران عهد ساسانى اعتقاد داشتند كه اين ناجى با ظهور خود دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد. در دين زرتشت و كتاب اوستا اين ناجى جاى والايى دارد.»[١] از بركت كار و تلاش مردم روستايى بود كه ايران باستان داراى قدرت اقتصادى و سياسى نيرومندترى نسبت به سرزمين روم و اروپاى حاصلخيز گشت.
پس از ورود اسلام به ايران و فروپاشى نظامهاى اجتماعى گذشته و شكلگيرى تفكرات نوين مبتنى بر عدالت و برابرى و قوانين و احكام الهى، در روابط اجتماعى- اقتصادى و هنجارهاى فرهنگى موجود نيز تغييرات متعددى ظهور كرد كه به دنبال خود تحول در روابط حاكم را به همراه آورد.
بر هم خوردن رابطه شهر و روستا در شكل سنتى آن، تعريف جديد اسلام از انسان و روابط انسانى مبتنى بر ايدئولوژى جديد به همراه قوانين و ضوابط تازه در سرتاسر ممالك اسلامى، تحولى نوين را در نظام روستايى ايجاد كرد. در قرن چهارم، تزلزلى در اركان اقتصاد ممالك شرقى راه يافت و مبناى اقتصاد به طرف ارزشگذارى به ملك و آب تمايل پيدا كرد. در زمان آلبويه تغييرات عميقترى در نحوه بهرهورى و واگذرى اراضى بوقوع پيوست كه تمامى جريانات با هجوم وحشيانه اقوام مغول از هم فروپاشيده شد.
در قرن هفتم و هشتم ه ق با حمله مغولان به ايران، ضربه سهمگينى به روستاها و
[١] - ميراث باستانى ايران، ترجمه مسعود رجبنيا، ص ٣٧٨.