نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣٦ - ٢- بستر اقتصادى- اجتماعى تشكيل جهاد از ديدگاه اقتصاد توسعه
كشاورزى و به تبع آن روستا- بويژه از زمان شروع اصلاحات ارضى به بعد- هرگز مورد عنايت و توجه شاه نبود و برعكس با در پيش گرفتن استراتژى جايگزينى واردات و سياست ايجاد قطبهاى صنعتى در كشور، تخليه هر چه بيشتر روستاها و فراهم كردن نيروى كار ارزان براى صنايع نوپا مطمح نظر بود. بديهى است كه در چنين شرايطى نمىشد عمران و نوسازى روستاها و ايجاد تسهيلات مناسب براى روستاييان را انتظار داشت.
تنها ايده مفيدى كه مىتوان از برنامههاى پنجگانه عمرانى زمان شاه ياد كرد، ايده حوزههاى عمرانى است. اين ايده از نظر تئوريك چيز مفيدى بود ولى همچنانكه در صفحات قبل ذكر شد، در جريان عمل با تنگناها و دشواريهاى زيادى برخورد كرد و يك تجربه غير مفيد و نامتناسب تلقى گرديد. در حقيقت اين ايده كه فى نفسه مفيد بود، در صحنه رويارويى با سيستم بوروكراسى دولتى و ساختار متزلزل ادارى، قربانى شد و جز خاطرهاى تلخ از خود برجاى نگذاشت.
از آثار اجتماعى عمران روستايى در اين دوره همين قدر مىتوان اشاره كرد كه اين پديده با كمك ساير عوامل، تغييراتى را در قشربندى اجتماعى جامعه روستايى ايجاد كرد و ساخت قدرت حاكم بر روستا را دگرگون ساخت، بنحوى كه نفوذ دولت را در روستاها گسترش داد و دستگاه بوروكراتيك را كه مباشرت امور ده را بر عهده داشت، تقويت كرد، نابرابرى اجتماعى و اقتصادى موجود ميان دهقانان را افزايش داد، بر تضاد شهر و روستا نتوانست غلبه كند، جريان مهاجرت روستا به شهر را تشديد كرد، انگاره فرهنگى روستا را دستخوش تغيير ساخت و بالاخره ميزان سود روستاييان را افزايش داد.
در زمينه عدم همخوانى برنامههاى عمرانى اجرا شده در نظام پهلوى با نظام اجتماعى و اقتصادى كشورمان همين نكته كافى است كه الگوى رشد و توسعه ايران همانند ساير كشورهاى در حال توسعه متأثر از نظريات غالب توسعه در غرب بوده است. لذا از نظريات مبتنى بر رشد" روستو" در مورد ايران همانند ساير كشورهاى در حال توسعه، در برنامهها تأسى شد.