نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٢١ - ١- واژه شناسى نهاد
ناديده مىگيرند. ساختار سياسى و اجتماعى هر كشور ممكن است به مثابه عواملى بازدارنده در تحقق پديدههاى اقتصادى ظاهر شوند و در نتيجه روندهاى اقتصادى را تحريف كنند.
اين گروه از اقتصاددانان معتقدند كه هيچ سدى بين علوم اجتماعى وجود ندارد و اقتصاددانان بايدشناختى دقيق از جامعهشناسى، سياست، حقوق و مسايل فرهنگى جهت رفع معضلات اقتصادى داشته باشند. از اقتصاددانان پيشتاز اين مكتب مىتوان از وبلن (١٩٢٩- ١٨٥٧) و ميچل (١٩٤٧- ١٨٧٤) و گونار ميردال (١٩٨٧- ١٨٩٨) نام برد.[١] باالهام از اين مكتب، نظريه اصالت نهاد
( Institu tionalism )
پايه گذارى شد. فرهنگ علوم اقتصادى با قرار دادن واژههاى نهادگرايى، نظريه اصالت مؤسساتى و نظريه اصالت نهاد در برابر(Institut ionalism) آن را چنين توضيح مىدهد:
«تمديد اقتدار موسسات عمومى به ويژه در قلمرو زندگى اجتماعى، واكنشى است در برابر نظريههاى اقتصادى مجرد كلاسيكها. از آن جا كه جامعه معالواسطه تاسيساتى كه آن را تشكيل مىدهند مىتواند رفتار روانى افراد را تغيير بدهد پيروان اين مكتب ضرورت بررسى نهادها و تحول آنها را مورد نظر قرار دادهاند. اينان به توصيف موسسات گوناگون اقتصادى و اجتماعى موجود در كشورهاى مختلف در دورههاى متفاوت اكتفا كردند و دورتر نرفتند. چون اين گامها براى تأسيس و توسعه يك علم بسنده نبود «لرد رابين» چنين نوشت: هيچگونه تفاوتى ميان مكتب نهادى و مكتب تاريخى وجود ندارد جز آنكه مكتب تاريخى لااقل منافعى چند عرضه مىكند.»[٢] ١- ٢- ٥- معنى واژه نهاد در علوم سياسى
فرهنگ علوم سياسى براى واژهInstitution معادل نهاد و بنيان را قرار داده و در تعريف نهاد چنين آورده است:
«١- قانون، رسم، عرف و عادت، رويه، سازمان يا هر عنصر ديگر در زندگى سياسى
[١] - قره باغيان، مرتضى- فرهنگ اقتصاد و بازرگانى، موسسه خدمات فرهنگى رسا، سال ١٣٧٢، ص ٣٩٥.
[٢] - فرهنگ، منوچهر- فرهنگ بزرگ علوم اقتصادى، جلد دوم، انتشارات البرز، ١٣٦٦، ص ١٠٣٩.