درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٣١ - ياد و يادآوران
ميانه رو در حال غنا؛ در عبادت خاشع؛ در عين تهيدستى آراسته؛ در شدائد بردبار؛ طالب حلال؛ در راه هدايت با نشاط؛ از طمع دور هستند.
اعمال نيك را انجام مىدهد اما باز هم ترسان است؛ روز را شام مىسازد و همّش سپاسگزارى است؛ شب را به روز مىآورد و تمام فكرش ياد خداست؛ مىخوابد اما ترسان است و برمىخيزد امّا شادمان است. ترس او از غفلت و شادمانى او به خاطر فضل و رحمتى است كه به او رسيده. هرگاه نفس او در انجام وظايفى كه خوش ندارد سركشى كند، او هم از آنچه دوست دارد محرومش سازد؛ روشنى چشمش در چيزى است كه زوال در آن راه ندارد، و بىعلاقهگى و زهدش در چيزى است كه باقى نمىماند؛ علم وحلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار همآهنگ ساخته؛ آرزويش را نزديك مىبينى؛ لغزشش را كم؛ قلبش را خاشع؛ نفسش را قانع؛ خوراكش را اندك؛ أمرَش را آسان؛ دينش را محفوظ؛ شهوتش را مرده و خشمش را فرو خورده است.
همگان به خيرش اميدوار و از شرش درامانند. اگر در ميان غافلان باشد جزو ذاكران محسوب مىگردد و اگر در ميان ذاكران باشد جزو غافلان محسوب نمىشود؛ كسى را كه به او ستم كرده (پشيمان) را مىبخشد، و به آنكه محرومش ساخته عطا مىكند؛ با آن كس كه پيوندش را قطع كرده مىپيوندد؛ از گفتار زشت و ناسزا بركنار است؛ گفتههايش نرم؛ بدىهايش پنهان و نيكىهايش آشكار است؛ نيكىهايش رو كرده و شرش رخ برتافته است.
در شدايد و مشكلات، خونسرد و آرام؛ در برابر ناگوارىها شكيبا و بردبار؛ و در موقع نعمت و راحتى سپاسگزار است. نسبت به كسى كه دشمنى دارد ظلم نمىكند و به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه