درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٦١ - مبحث سوم حدود و معيارهاى اصالت در عرفان اسلامى
مسجد أسمال معروف بود اطراق كرد. «ثعلبة بن ميمون» اتاقكى در بين راه و در نزديكى مسجد داشت كه در آن عبادت مىكرد.
در دل يكى از شبها صداى مناجات او با خدا در نماز وتر- كه بسيار دلربا و جالب توجه بود- به گوش هارون رسيد. وى به اتفاق همراهان همان جا ايستادند و به صداى دعاى او گوش فرا دادند.
هارون به مفضل بن ربيع- كه همراهش بود- گفت: اين صدا را مىشنوى؟ حقا كه نيكان ما، در كوفه جاى دارند[١].
بنابراين، پيدايش عرفان اسلامى به وسيله تعاليم ويژه رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه به اميرمؤمنان عَلَيهِالسَّلَام بوده است كه از آن حضرت نيز به فرزندان و يارانش منتقل شده و در قرنهاى بعد به تدريج گسترش يافته است.
مبحث سوم: حدود و معيارهاى اصالت در عرفان اسلامى
همانگونه كه اشاره شد، عرفان اسلامى اصيل از قرآن كريم و سنّت رسول خدا صَلَّىاللَّه عَلَيهوَآلِه ريشه گرفته است. عارفان وارسته و به خدا پيوسته در قرون اوليه اسلام، هرچند به منظور حفظ اصالت اين گوهر گرانبها، زحمات و تلاشهاى فراوانى متحمل شدند. لكن علىرغم همه تلاشها و مجاهدتهايى كه در راه پاسدارى از اصالت عرفان اسلامى به عمل آمد، جرياناتى كه توسط مدّعيان دروغين- بيشتر در قرون سوم و چهارم- پديد آمد، توانست تا حدودى در بدنه فرهنگ عرفانى اسلام نفوذ كند و از اين زمان به تدريج رگههايى از سنّتها و روشهاى بيگانه، در برخى از گرايشهاى عرفانى نفوذ پيدا كرد.
[١] . همان ج ١: ص ٣٠١.