درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٨ - سرچشمه عرفان اسلامى
پنج چيز را تا زنده هستم رها نمىكنم: پشيمنهپوشى؛ و سوارشدن بر الاغ بدون زين؛ و غذا خوردن با بردگان؛ و پرداختن نعل با دست خود؛ و سلامكردن بر كودكان تا پس از من سنّت بماند.
نيز شيخ كلينى در اصول كافى از محمد بن الحسين بن كثيرِ خزاز از پدرش روايت مىكند:
رَأَيتُ أَبَا عَبدِالله عَلَيْهِالسَّلَام وَعَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ خَشِنٌ تَحْتَ ثِيَابِهِ، وَفَوْقَهَا جُبَّةُ صُوفٍ، وَفَوْقَهَا قَمِيصٌ غَلِيظٌ، فَمَسِسْتُهَا، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ النَّاسَ يَكْرَهُونَ لِبَاسَ الصُّوفِ، فَقَالَ: كَلَّا! كَانَ أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِالسَّلَام يَلْبَسُهَا، وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِالسَّلَام يَلْبَسُهَا، وَكَانُوا عَلَيْهِمالسَّلَام يَلْبَسُونَ أَغْلَظَ ثِيَابِهِمْ إِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ، وَنَحْنُ نَفْعَلُ ذَلِك[١].
ابا عبدالله، جعفر بن محمد صادق عَلَيهِالسَّلَام را ديدم در حالى كه پيراهن زبر و ضخيمى زير لباسهايش پوشيده بود و روى آن، جبّه پشيمينهاى و روى آن پيراهن ضخيمى برتن داشت. گفتم: فدايت شوم! مردم لباس پشمينه را نمىپسندند. فرمود: خير! پدرم محمد بن على، امام باقر پشمينه مىپوشيد و على بن الحسين، امام زينالعابدين نيز همين را مىپوشيد. آنان هرگاه براى نماز برمىخاستند، زبرترين و ضخيمترين لباس خود را مىپوشيدند و ما نيز چنين مىكنيم.
اگر چه از ديگر رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است، استفاده مىشود كه پشمينه پوشى بيشتر در حال نماز و عبادت توصيه شده و در غير آن مورد سفارش قرار نگرفته است، امّا قطعاً اين حقيقت نيز به دست مىآيد كه اين كار در اسلام به طور اجمال پيشينهاى ديرينه دارد و اساس و ريشه آن از سنّت
[١] . اصول كافى ٤٥٠: ٦.