درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٢ - شمس از نگاه شمس
مجموعه اعتماد داشت. نويسنده اين مقالات به روشنى معلوم نيست. بسيارى از كارشناسان بر اين باورند كه اين مقالات را سلطان ولد از گفتههاى شمس ثبت و ضبط مىكرده تا آنكه به تدريج جمعآورى شده و به صورت مقالات در آمده است[١].
بنابر آنچه در مقالات شمس درباره معرفى شخصيت او آمده است، مىتوان مهمترين ابعاد و اوصاف شخصيت او را در عناوين ذيل خلاصه نمود:
١. شمس، مطلوب و مقصود عالم هستى است و سرا پرده جهان را جهت او برافراشتهاند:
«اكنون هيچ شكى نيست كه در اين عالم مقصودى هست و مطلوبى و كسى هست كه اين سرا پرده جهت او بر فراشتهاند و اين باقى، تبع و بنده وىاند و از بهر وى است اين بنا، نه او از بهر اين بناست.
چنانكه يكى را مهمان عزيز باشد، جهت او وثاق عمارت كند. او باشد در مقام ديگر، اين بنا را جهت او اندازد. اين مقصود را قاصدانند و هر قاصدى را به وى راه نباشد، مگر آن قاصد را كه او خود خواهد. هرگز قاصدى به خود بدو نرسد، الا چون مقصود خود را به آن قاصد نمود و اين قاصد عالم را زير پاى كرده و پس پشت انداخته و علم را پس پشت كرده و عالمها را از آن لطيفتر برهم زده، مستعد و تشنه آن، چون او خود را بر او عرضه كردن گرفت، لاجرم از دست نمىدهد.
اين علم به مجاهده حاصل نشود. اگر كسى مجاهده آسمان و زمين كند جهت حصول اين علم، مخذولتر و مخسوفتر شود، مگر فى عالم اللّه
[١] . نجيب مايل مروى، مقدمه معارف سلطان ولد: ١٨؛ محمد على موحد، مقدمه مقالات
شمس: ٣٩.