درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٧ - شمس از نگاه تذكرهنويسان و مولوىشناسان
شمس از نگاه تذكرهنويسان و مولوىشناسان
تذكرهنويسان و مولوىشناسان درباره شخصيت شمس مطالب گوناگونى نوشتهاند كه ذيلًا به برخى از آنها اشاره مىشود:
شمس در تاريخ ٢٦ جمادى الثانيه سال ٦٤٢ هجرى قمرى (/ ٢٣ اكتبر ١٢٤٤ ميلادى) به قونيه آمد[١]. مدت اقامت در قونيه تا وقتى كه مولانا را منقلب ساخت به تحقيق نپيوسته و چگونگى ديدار وى را با مولانا هم به اختلاف نوشتهاند[٢].
ورود شمس به قونيه و ملاقاتش با مولانا، طوفانى در محيط آرام اين شهر و به ويژه در حلقه ارادتمندان خاندان مولانا بر انگيخت[٣].
افلاكى مىگويد:
«خلق در قونيه به جوش آمدند و محبان و ياران، از سر غيرت و حسد در هم شده و هيچ كسى را معلوم نبود كه او (شمس) چه كسى است و از كجاست، بهاتفاق تمام، قصد او بزرگ كردند و فترتى عظيم در ميان ياران واقع شد»[٤].
سلطانولد (فرزند مولانا) در مثنوى خود در اينباره چنين مىسرايد:
|
غيرت حق در آمد و ناگاه |
فجفج افتاد در همه افواه |
|
|
در شناعت در آمدند همه |
آن مريدان بى خبر چو رمه |
|
[١] . محمد على موحد، مقدمه مقالات شمس تبريزى: ٦٨.
[٢] . فروزانفر، مقدمه كليات ديوان شمس.
[٣] . مقدمه مقالات شمس تبريزى: ٢٢.
[٤] . افلاكى، مناقب العارفين: ٨٨.