درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١١٠ - ٧ عشق و ولايت
و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا نعمت خود را بر آنان تمام كرده است از: پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاى خوبى هستند!.
اين تسلسل مراتب عشق و دلبستگى، همه موجودات را فرا مىگيرد. هر موجودى در اين جهان، بهرهاى از عشق دارد به اين معنا كه از يكسو، عاشقِ ما فوق خود است و از سوى ديگر معشوق مادون خويش مىباشد و ترتيب سازمان جهان هستى به وسيله عشق بر پا گرديده و بر بنياد عشق بنا شده است.
٧. عشق و ولايت
چنانكه گذشت، در زنجيره موجودات به هم پيوسته جهان هستى، هر موجودى عاشق مافوق خود است. اين عشق، بالذات، عشقِ الهى است و بالعرض، عشقِ به مافوق است. در ازاى عشق به مافوق، رحمت و عنايت مافوق به مادون جلب مىشود.
اين رابطه متقابل عشق و رحمت، همان است كه از آن به «ولايت» تعبير مىشود.
ولايت همان عشق است ولى در جهان برون، و عشق، همان ولايت است ولى در جهان درون. ولايت، در حقيقت تجلى و ظهور عشق درونى است.
خداى متعال، معشوق بالذات است و به همين جهت ولايت مختص به اوست؛ يعنى اوست كه حق فراخوانى و امر و نهى دارد و اين حق- كه محتواى حقيقى ولايت را تشكيل مىدهد- ناشى از كاملتر و زيباتر بودن و معشوق بودن ذات اقدس حق تعالى است. به دليل كاملترين بودن و منشأ كمال بودن او، حق امر و نهى و حق رهبرى و دستور، مختص اوست و اوست