شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٩ - ٨/ ١٣ و اين چند كار
٨/ ١٣ و اين چند كار
٧٣٠. امام على عليه السلام: هيچ يك از شما، سست و خوابآلود به نماز نايستد و به خود نينديشد؛ چرا كه در پيشگاه پروردگارش ايستاده است. براى بنده از نمازش آن مقدارى مىماند كه در آن، حضور قلب داشته است.
٧٣١. امام باقر عليه السلام: هنگامى كه در نماز ايستادهاى، به نمازت توجّه كن، كه تنها آنچه به آن توجّه دارى، برايت حساب مىشود و در آن با دست و سر و ريشت بازى نكن، در دل با خود سخن مگو، خميازه مكش و دستان و سينهات را كشيده و باز مكن، دستانت را بر هم مگذار- كه اين كار مجوس است-،[١] دهانبند مبند، خود را آن گونه كه شتر مىگستراند، مگستران، بر كف پاهايت منشين و ساعدهايت را بر زمين مگستران، و از انگشتانت صدا در نياور، كه همه اينها كم گذاشتن از نماز است.
٧٣٢. دعائم الاسلام- در باره امام صادق عليه السلام-: ايشان خميازه كشيدن و دستها و سينه را در نماز كشيدن ناپسند مىشمرد.[٢] خميازه كشيدن و دست و سينه را باز كردن، از كسالت است و انجام عمدى آن، نهى شده است. خميازه، بىاختيار هم مىآيد. پس هر كس به آن گرفتار شد و نتوانست خود را نگه دارد، دستش را روى دهانش
[١]. در متن حديث،« لا تكفّر» آمده است كه به دو معناست: گذاشتن دستى بر دست ديگر( تَكتُّف) و خمكردن بدن هنگام ايستادن پيش از ركوع.
[٢]. گويى قاضى نعمان، مضمون حديث را نقل به معنا كرده و بيانى بر آن افزوده است.