الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٣ - ٩/ ٤ باليدن به گنهكارى
«در حقيقت، دستهاى از بندگان من بودند كه مىگفتند: پروردگارا! ايمان آورديم. بر ما ببخشاى و به ما رحم كن كه تو بهترين مهربانانى. امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مىخنديديد».
«ولى هنگامى كه او آيات ما را براى آنها آورد، به آن مىخنديدند».
«اين (پيامبر)، بيمدهندهاى از بيمدهندگان پيشين است. آنچه بايد نزديك شود [قيامت]، نزديك شده است و هيچ كس جز خدا نمىتواند سختىهاى آن را برطرف سازد. آيا از اين سخن تعجّب مىكنيد، و مىخنديد و نمىگرييد».
«امّا كسى كه كارنامهاش از پشت سرشبه وى داده شود، به زودى فرياد مىزند: واى بر من كه هلاك شدم! و در شعلههاى سوزان آتش، داخل مىشود؛ چرا كه او در ميان خانوادهاش، پيوسته [از كفر و گناه خود] مسرور بود».
حديث
٦٦٨. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس كه خندانْ گناه كند، گريانْ داخل آتش جهنم مىشود.
٦٦٩. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بسا شخص سرخوش! بى آن كه خود دريابد، در زيانكارى است.
مىخورد و مىآشامد و مىخندد، حال آن كه سزاوار است كه خداوند، او را در آتش فروزان جهنّم، وارد سازد.
٦٧٠. امام على عليه السلام: بسا فرد شادمانى كه سرخوشىاش، او را به اندوهى جاودان، وارد كند.