الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧ - ٩/ ٢ دل خوشى به روى آوردن دنياى نكوهيده
٩/ ٢: دلخوشى به روى آوردن دنياى نكوهيده
قرآن
«به زندگى دنيا دلشاد شدند، و حال آن كه زندگى دنيا در برابر آخرت، كالاى ناچيزى بيش نيست».
«اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، مىگويد: مشكلات از من برطرف شد [و ديگر باز نخواهد گشت]. به راستى كه او سرخوش و فخرفروش است».
«پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند، فراموش كردند، درهاى هر چيزى [از نعمتها] را بر آنان گشوديم، تا هنگامى كه به آنچه داده شدند، سرمست گرديدند، ناگهان [گريبان] آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند».
«اگر روىگردان شوند [غمگين مباش]، ما تو را حافظ آنان [و مأمور اجبارشان] قرار ندادهايم؛ وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامى كه ما رحمتى از سوى خود به انسان بچشانيم، به آن دلخوش مىشود، و اگر بلايى به خاطر كارهايى كه انجام دادهاند، به آنها رسد، [دچار نااميدى مىشوند؛] چرا كه انسان، بسيار كفرانكننده است».
«هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم، از آن خوشحال مىشوند و هر گاه مصيبتى به خاطر كارهايى كه انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مأيوس مىشوند».
حديث
٦٥٩. امام على عليه السلام: دل خوش داشتن به دنيا، نابخردى است.
٦٦٠. امام على عليه السلام: برخورداران از دنيا، دلهاشان گريان است، هر چند [به ظاهر] شاد باشند و از خويشتن سخت بيزارند، گرچه به سبب پارهاى از آنچه از دنيا نصيبشان شده، مورد غبطه ديگران باشند.