الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤ - اصلِ اصولِ شادكامى
صاحبُ الفِقهِ و العَقلِ ذو كَآبَةٍ وحُزنٍ.[١٠٦]
انسان فهميده و خردمند، دردمند و اندوهناك است.
نيز از امام على عليه السلام روايت شده:
كُلُّ عاقلٍ مَحزونٌ.[١٠٧]
هر خردمندى اندوهگين است.
در حكمتهاى منسوب به ايشان نيز آمده:
ضَعفُ العَقلِ أمانٌ مِنَ الغَمِّ.[١٠٨]
ناتوانى عقل، از اندوه پيشگيرى مىكند.
آيا اين روايات با رواياتى كه عقل را مبدأ شادى مىدانند، تعارض دارند؟
پاسخ، اين است كه تعارضى ميان اين دو دسته از روايات وجود ندارد؛ زيرا اندوه، به خودىِ خود، ناروا نيست. پيش از اين، توضيح داديم كه در مواردى، غم، شادىآفرين است.[١٠٩]
از اين رو، عقل، مبدأ اين گونه غمها نيز هست، و از سوى ديگر، مطلق غمناك نشدن نيز، روا نيست. بىغمى، اگر ريشه در ناتوانى عقل و يا ضعفهاى روانى داشته باشد، نه تنها ممدوح نيست، بلكه بسيار نكوهيده است.
انسان خردمند، اگر مرتكب كار ناشايستى شود، اندوهگين مىگردد و همين اندوه، زمينهساز توبه اوست. ساير موارد اندوههاى روا نيز اين گونه اند.
بر اين اساس، هنگامى كه عقل، زمام امور زندگى انسان را به دست بگيرد، جهت
[١٠٦]. الكافى: ج ١ ص ٤٩ ح ٥.
[١٠٧]. غرر الحكم: ج ٤ ص ٥٢٧ ح ٦٨٤٦، عيون الحكم و المواعظ: ص ٣٧٧ ح ٦٣٩٣.
[١٠٨]. شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ج ٢٠ ص ٢٩٤ ح ٣٧٧.
[١٠٩]. ر. ك: ص ٤١٩( فصل هشتم: غصّههايى كه شادى به دنبال مىآورند).