الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - الف- فقر
نمىدانم بر آستانه درى نشستهام، و يا از ميان گلّه گوسفندان گذشتهام، و يا شلوارم را ايستاده به تن كردهام، و يا دست و صورتم را با دامان لباسم خشك كردهام!».
١٥٢. المناقب، ابن شهرآشوب: امير مؤمنان عليه السلام بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و در سمت راست ايشان نشست. پس دو تن با يكديگر درگوشى سخن گفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در ميان سه نفر نبايد دو تن با يكديگر درگوشى سخن بگويند كه آن، مؤمن را آزار مىدهد». آن گاه اين آيه نازل شد: «هنگامى كه رازگويى مىكنيد، به گناه و تجاوزگرى و نافرمانىِ پيامبر نجوا نكنيد». و [نيز] اين سخن خداى متعال [نازل شد]: «نجوا تنها از سوى شيطان است. مىخواهد با آن، مؤمنان اندوهگين شوند».
٣/ ٣: آسيبهاى اقتصادى
الف- فقر
١٥٣. امام على عليه السلام: فقر، مايه خوارى شخصيت، پريشانى عقل و گرد آورنده غصّههاست.
١٥٤. امام على عليه السلام- در توصيف دنيا-: چه بگويم در وصف دنيايى كه آغازش رنج است و انجامش نابودى؟! در حلالش حساب است و در حرامش كيفر؟! هر كه در دنيا احساس بىنيازى كرد دچار فتنه شد، و هر كه فقير شد اندوه، دامنش را گرفت.