صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣١ - انتقاد از نويسندگانى كه در پى دلسردى ملتند
خوب، مىرويم در خيابانهاى تهران و ساير شهرستانها و در خيابانهايى كه از تهران تا شميرانات كشيده شده در زمان شاهنشاهى و حالا هيچ فرقى نكرده لفظش تغيير كرده؟! همان عشرتكدهها الآن در سرتاسر اين خيابانها و اين شميرانات و جاهاى ديگر همانها هست، و همان مشروب فروشيها در همه ايران هست، و همان مراكز فساد در همه جا هست، و همان سينماها با آن وضع هست، لكن ما اسمى عوض كردهايم، واقعيت هيچ تغييرى نكرده، همان واقعيت است، و ما اسمش را عوض كرديم؟! مسأله اين طورى است؟! اين نويسندهها كى را مىخواهند بازى بدهند؟ اين ملتى را كه خودشان حاضر بودند، از اول تا حالا در صحنه بودند. ملت كنار گذاشته نشده بود، و يك دستهاى حكومت كند و يك دستهاى مقدرات اينها را به دست بگيرد و اينها را اصلًا از هيچ امرى آگاه نكند. ملت همين ملتى بودند كه آگاهانه آمدند به ميدان و آگاهانه بچههايشان را، جوانهايشان را، از دست دادهاند، برادرانشان را از دست دادهاند، و آگاهانه يك رژيم طاغوتى را به يك رژيم طاغوتى ديگر تبديل كردهاند. الآن شما از آن مشروب فروشيها در خيابانها فراوان مىبينيد، اسمش را عوض كردهاند؟! آن مراكز فساد در همه ايران مثل زمان شاهنشاهى هست، منتها در عين حالى كه آنها هست شما اسمش را عوض كردهايد؟!
انتقاد از نويسندگانى كه در پى دلسردى ملتند
اين طورى است كه آن آقايان توى خانههايشان مىنشينند و مىنويسند، يا گاهى براى رفقايشان مىگويند، و گاهى توطئهها دارند- كه از آن توطئهها هم بىخبر خيلى نيستيم. مسأله اين طورى است آن مرضشان را بگويند. بيمارند اينها! آن مرض واقعى كه دارند بگويند. مرض واقعى اين است كه اسلام آمد منافع ما را از دستمان گرفت. ما از اسلامى كه منافعمان را، منافع ماديمان را از دست بگيرد بيزاريم! من نه اينكه اعتقادم اين باشد كه شما آقايان و همه ملت ما از اين مطالبى كه من امروز گفتم بىاطلاع باشند، لكن تذكرش خوب است. ممكن است در بين اين جمعيتهاى زيادى كه هستند بعضيها