صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٤ - عهدشكنى بنى صدر
چند نفر عالم و چند نفر متدين كه يكيش هم خود ايشان تعيين كردند- ما فرض مىكنيم كه اين روزنامهاى كه اين [را] نوشته صحيح است. خوب، بيايند مثل حضرت امير عمل كنند. حضرت امير در عين حالى كه در فشار ابو موسى را تعيين كرد- نمىخواست تعيين كند. ايشان مىخواست يك كس ديگر را تعيين كند. لكن فشار آوردند دوستان خودش، همان دوستانى كه بايد حضرت امير از آنها فرياد كند، فشار آوردند كه نه، ابو موسى براى اين كار خوب است. حضرت، ابو موسى را تعيين كرد- بعد كه ابو موسى آن حكميت را كرد، همين دوستها مىخواستند نقض كنند! حضرت امير مقاومت كرد و گفت حالا كه- حَكَم حكم كرده بودند بر ضد حضرت امير، يعنى حضرت امير را از خلافت به حسب اين حكميت خلع كردند و معاويه را به حسب اين حكميت نصب كردند- حضرت امير فرمود كه اين حكميت بوده است، و ما بايد به آن احترام قائل بشويم. در صورتى كه بر ضد او بود. خوب، شما هم كه اين قدر دعوا داريد، خوب، مثل حضرت امير بشويد. مگر اينكه بگوييد اشتباه كردند! ما نمىكنيم- چنانچه گاهى مىگوييد. شما كجا را قبول داريد؟ اين آقايانى كه با هم ائتلاف كردند، اين آقايانى كه با اين منافقين ائتلاف كردند، ائتلاف كردند كه مملكت ما را به هم بزنند، ائتلاف كردند كه آشوب بپا كنند؛ شمايى كه ائتلاف كرديد، براى چه ائتلاف كرديد؟ آقايان مىگويند كه اين بازى قبول نيست، از سر! ديروز من گفتم اين را كه خوب، اين را ملت تعيين نكرده يا كرده؟ اگر ملت تعيين نكرده. خوب، ببينيد كى تعيين كرده؟ از كجا آمدند و رأى دادند؟
آرا زياد. قانون اساسى را [كه] آن قدر زياد رأى دادند، آن طرفش، همين منافقين و اينها، رأى ندادند. همين مؤتلفين. همينها. البته نه آن جناح متدينشان. همه اين چيزهايى كه پيدا شده است از آرا همين مردم است. خوب، شما هى مىگوييد مردم را ما قبول داريم، مردم را قبول داريم. خوب، بسيار خوب، كى هست كه اين مردم را قبول ندارد! اين مردم تعيين كردند. خوب، قبول داريد، اگر مىگوييد ميزان رأى مردم است؛ خوب، رأى مردم. حالا ائتلاف كرديد كه به ضد رأى مردم عمل كنيد؟ ائتلاف كرديد كه مجلس شوراى اسلامى را كنار بگذاريد؟ ائتلاف كرديد كه قوه قضائيه را كنار بگذاريد؟
ائتلاف كرديد دولت را كنار بگذاريد؟