صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - اتحاد نيروها در مقابل شيطنتهاى داخلى و خارجى
وقت بدهد تا حكومت آنجا را به او بدهد! ديگر آنجا تيول او است. ديگر هر چه مردم شكايت كنند و هر چه او ظلم بكند اصلًا سران كشور ترتيب اثر نمىدادند، اين وضع بود.
حالا اين يك مقدارش است. چيزها بود كه من نمىتوانم همه مسائلى را كه خود من مشاهده كردهام براى شما حالا بگويم. اما حالا چه جورى است؟ حالا نه آن وضع هست كه ژاندارمش بخواهد سر گردنهها برود دزدى كند، نه آن وضع هست كه پاسدارش و پاسبانش بخواهد مردم را- مثلًا- در كلانترىها وقتى مردم بروند بترسند از اينكه برويم آيا چه خواهد شد و نه ارتش اين طورى است و نه هيچ كدام، نه حكومتش اين طورى است. امروز هيأت دولت كه آمده بودند اينجا من ديدم، آقاى رجايى نخست وزير است، توى اينها اصلًا- اينها جلو نشسته بودند، آن هم آنجا آن كنار- كوچكتر از اينها هم بود؛ جثهاش هم كوچكتر است. گفتم به ايشان كه شما ياد بياوريد آن نخست وزيرها و هيأت دولت آن وقت را، يك مأمور حكومت يك شهر وضعش يك وضعى بود كه شبيه نخست وزير آن وقت بود. يك فرمانفرمايى در آن وقت بود و وضع حركتش، جلويش بايد چند نفر آدم باشد، عقبش چند نفر آدم باشد، در اطراف منزلش چه جور باشد. همين بساطهاى عجيب و غريب بود كه من مُشاهِد بودم.
اتحاد نيروها در مقابل شيطنتهاى داخلى و خارجى
در هر صورت، اين مسائل حل شد الحمد للَّه در اينجا. الآن ملت است و ارتش است و ژاندارمرى است و پاسدار است و پاسبان است و رئيس جمهور است و همه مخلوطاند به هم و همه با هم هستند. اين باهمى را بايد حفظ كنيد شما. پاسدارها شما را مقابل خودشان قرار ندهند؛ شما هم خودتان را مقابل آنها قرار ندهيد. شما همه با هم برادر هستيد. چرا برادرها با هم نباشند و مقابل هم بايستند؛ دولت با- مثلًا فرض كنيد- شما، شما با دولت. همه، اجزاى يك خانواده الآن هستيد، اين خانواده را بايد حفظ كنيد. در يك خانواده آن اشخاصى كه مدير آن خانواده هستند اگر با هم اختلاف داشته باشند اين خانه را نمىشود اداره كرد، چه برسد به يك كشورى كه به اين طول و عرض است و با اين همه