صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧١ - بيان نمودن مسائل و گرفتاريها براى مردم
يكى هم من هستم كه با شما نشستهام، اين مسائل را بگوييد، اين مسائل بايد در جامعه به مردم عرضه بشود؛ يعنى، به شماها نسبت زياد دادند و من مكرر از بعض آقايانى كه مىشناسند شماها را، [شنيدم كه] شماها را تطهير كردند، گفتند دروغ است اين حرفها. خوب، شما پيش من مىگوييد كه دروغ است اين حرفها، خودتان هم پيش من اين شكايات را داريد؛ لكن جامعه نمىداند. آنها بين مردم پخش مىكنند به هر طورى كه مىخواهند، مع الأسف، بعضى مقامات هم باور مىكنند؛ همين باور، دامنزده مىشود به آن. شما در يك محيطى هستيد كه با اين گرفتاريها مواجه هستيد، لكن گرفتاريتان را به مردم نمىگوييد؛ آنها كه براى شما گرفتارى پيش مىآورند آنها مىروند داد و قال مىكنند و عكس مسأله را نشان مىدهند؛ بعضى از شما را يك آدم كذا و كذا نشان مىدهند. در صورتى كه من از اشخاص مورد اطمينان، من جمله آقاى محمدى، [١] شنيدهام كه اشخاص بسيار متعهد و مسلم [دارند خدمت مىكنند]، اما خوب، بين من و ايشان است اين حرف، شما هم در يك همچو محيط كوچك داريد اين حرفها را مىزنيد. من آنى كه مىگويم اين است كه كار مشكل است، لكن بايد شما يك قدرى مقاومت داشته باشيد. البته من نه اينكه خودم مقاومتى دارم، اما ميل دارم شما داشته باشيد. شما الحمد للَّه جوان هستيد و باز آن مقاومت جوانى را داريد. در اين مشكلات هر كس زيادتر گرفتار باشد و مقاومت كند زيادتر پيش خدا آبرو دارد، اجر دارد. البته شما الآن گفتيد كه اين قدر كار زياد هست كه به آن نتوانستيم برسيم؛ لكن اين مقدارى هم كه رسيدهايم اين همه صداها بلند شده است. من هم مىدانم اين معنا را، من هم مىدانم كه آن كه قاضى است، آن كه رئيس محبس است، آن كه دادستان است، آن كه وكيل مدافع است، همه اينها گرفتارى دارند؛ هر كدام به اندازه يك مقدارى كه سعه شعاعشان تا آن اندازه است؛ لكن مردمى كه در خارج هستند نمىدانند. آن مردم خيال مىكنند كه همچو كه يك كسى رفت در حبس، اوّل شروع مىشود به كتك زدن و داغ كردن و چه كردن و
[١] آقاى محمدى گيلانى، رئيس و حاكم شرع دادگاههاى انقلاب اسلامى.