صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٣ - زندان محل تربيت افراد مجرم
موعظهشان كرد، نصيحت كرد، از بين آنها ببريد يك جاى ديگر نصيحتشان كنيد؛ اشخاص بيايند، روحانيون بيايند، با آنها صحبت كنند، خودتان صحبت كنيد، بلكه اينها تربيت بشوند. محبس يك جايى است كه تربيت بايد بشوند مردم در آن محبس اسلامى. من آن وقتى كه در حبس بودم، اين اشخاصى كه در آنجا زندانبان بودند مىآمدند پيش من مىنشستند صحبت مىكردند. يك دفعه كه من ديدم يك جايى صدا بلند شد و مثل اينكه يك شكنجهاى در آنجا بود- شكنجهها را اگر بود جاهاى ديگر مىبردند، مثل اينكه آنها مىخواستند به من هم بفهمانند كه اينها هم هست در كار- من بعدش كه آمدند آنجا، گفتم آقا اين چه بساطى است كه شما درست كرديد. زندان بايد تربيت كند اشخاص را، بايد يك مكتب باشد زندان. وقتى مىآيند آنجا اگر يك دزدى است، دزدىاش را از او بگيريد و بيرونش بفرستيد؛ تربيتش كنيد. البته آنها عذر آوردند كه نه اصلش شكنجهاى در كار نبود و يك پاسبانى چه كرده بود، يك سيلى به آن زدند و فلان، ولى دروغ مىگفت. در هر صورت، زندان اسلامى بايد روى همان موازين اسلامى باشد. همانى كه وقتى كه به شخص اول اسلام، حضرت امير، ضربت مىزند، بعد كه مىبردندش، سفارش مىكند كه اين را از همان غذايى كه خودتان مىخوريد بدهيد و همان طور چه بكنيد. [١] وقتى مواجه بشوند اينها با يك اخلاق صالح و خوبى، يك دستهشان كه توطئه گرند و اينها كه اصلًا دنبال اين مسائل نيستند؛ اما يك دسته ديگر كم كم آرام مىشوند، كم كم همان طورى كه گفتيد بعضيهايشان تربيت شدند، تربيت مىشوند و بايد اينها را با اخلاق خوب و با رفتار خوب و اينها تربيت كرد و كار، كار بسيار مشكلى است؛ هر كه باشد در مىرود. لكن من دعا مىكنم كه شما مقاومتتان زيادتر باشد و رفتارتان هم ان شاء اللَّه، همان طورى كه تا حالا هست، خوب باشد با آنها.
و اينهايى كه مىگوييد بايد گفته بشود به مردم. شما بياييد پيش من بگوييد، هيچ اثرى ندارد. فرض كنيد من هم اعتقادم اين شد، اما در اين جامعه است كه آنها سمپاشى مىكنند
[١] بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٠٦، ح ١٠.