صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - بشر در جستجوى كمال مطلق
طرف و آن طرف نگرديد. زحمت ندهيد خودتان را، شما سير نخواهيد شد. دنبال چيزى برويد كه شما را شاداب كند؛ مطمئن كند نفس شما را. هر چه زيادتر دستتان بيايد تزلزل زيادتر مىشود. انسان فطرتش اين طورى است. چون كمال مطلق را مىخواهد، عوضى گرفته است. وقتى كه اينجا را گرفت، مىبينند اين نيست؛ يك چيز زيادترى من مىخواهم. رئيس جمهور امريكا ديگر قانع نيست به اينكه يك كشور، دو تا كشور، ده كشور، مالِ او باشد. شما قانعيد كه يك اداره ديگرى را دستتان بدهند، چون حالا نمىدانيد. اما اگر هر يك از شما را به جاى رئيس جمهور امريكا بگذارند، يا شوروى بگذارند، همان آشوبى كه زيادتر الآن در دل آنها هست و در دل شما شعلهاش كمتر است همان آشوب در قلب شما زيادتر مىشود. و اگر همه دنيا را به شما بدهند، آشوب زيادتر خواهد شد؛ تزلزل زياد مىشود. آنكه انسان را از تزلزل بيرون مىآورد ذكر خداست. با ياد خداست كه تزلزلها ريخته مىشوند؛ اطمينان پيدا مىشود. وقتى اطمينان پيدا شد و ذكر خدا و ياد خدا شد، وقتى است كه مخاطب مىشود به اين خطاب: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ در روايتى است كه خطاب به حضرت سيد الشهداست. [١] آن وقت است كه به شما مىگويند كه فَادْخُلِي فِي عِبادِي. نه فى عباد اللَّه؛ نه فى عباد ديگر. «فِي عِبادِي». يك عنايت خصوصى است مال خودم. اين بشر مالِ خودش است. وقتى اين طور شد، جنّتش هم فرق دارد با جنّتهاى ديگر. شما خيال نكنيد كه بهشت شماها و ماها مثل بهشت رسول اللَّه است. خير، آن وضع ديگرى است، «جنّتى» است. «الجنّه» مال همه [است] ان شاء اللَّه؛ لكن وقتى به آنجا رسيد، «جنّتى» است ديگر. ديگر دل به جاى ديگر نمىرسد. پس دنبال چه مىگرديد شماها كه با قلمتان، با زبانتان، كوشش مىكنيد كه مثلًا يك چيزى دستتان بيايد. شما خيال مىكنيد كه دست مىشود. مطلب دستتان كه آمد، ديگر مطمئن مىشويد، نه! وقتى دستتان آمد، زيادتر متزلزل مىشويد، نگرانيها بيشتر مىشود. براى آن درويشى كه يك گوشهاى نشسته و فرض كنيد يك لقمه نانى پيدا مىكند، تشويش خاطر كمتر است از رئيس جمهور امريكا. او تشويش خاطرش زيادتر است؛ ناآسودهتر
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٢٢.