صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - ضرورت پايبندى همه به قانون
اينكه تباه مىشود اينجا. آنها مىخواهند يك مملكتى داشته باشند. مملكت ما تا آخر فردش جانفشانى دارد مىكند. اين قدرت اسلام را نگه داريد. تا گفته مىشود «مكتبى»، آقايان مسخره مىكنند! «مكتبى» يعنى اسلامى. آن كه مكتبى را مسخره مىكند اسلام را مسخره مىكند. اگر متعمّد باشد، مرتد فطرى [١] است، و زنش برايش حرام است، مالش هم بايد به ورثه داده بشود، خودش هم بايد مقتول باشد.
ضرورت پايبندى همه به قانون
من هميشه ميل دارم كه همه طبقاتى كه هستند، همه كسانى كه در صحنهها حاضر هستند همه با هم بنشينند اصلاح كنند مسائل را. هى ننشينند آن از آن ور بخواهد او را از بين ببرد، او از آن ور بخواهد كه او را از بين ببرد؛ و مسأله را به بن بست برسانند و مملكت را به بن بست. شما به بن بست رسيديد! اشتباه مىكنيد. مملكت اسلام كه به بن بست نمىرسد. همين مردم، همين پيرزنها و پيرمردها و جوانها و بچهها، از اين بنبستها بيرون مىآورند اين مملكت را. شماها به بن بست رسيديد، مىگوييد خوب، چه بكنيم؛ بگذاريد اسلام نباشد تا ما باشيم! بگذاريد ايران نباشد، شما ايستادهايد تا پاى اينكه ايران نباشد! دست برداريد از فضوليها! براى خدا كار بكنيد. براى خدا آرامش بگيريد. براى خدا دعوت به آرامش بكنيد. براى خدا توى سر هم نزنيد. اين قدر هى مىگويند آقايان- چند روز پيش از اين آقاى حجتى آمده بودند اينجا- كه ما مىخواهيم يك جمعيتى درست كنيم. جمعيت «وحدت» و كذا. گفتم آقا اين نمىشود. شما مىبينيد كه اگر درست كنيد چند تا جمعيت هم، جمعيت فرض كنيد كه چه درست مىشود با اين حرفها درست نمىشود، نه با مصاحبه درست مىشود؛ نه با چى. بله، خصوصى بنشينيد با هم چه بكنيد.
بترسيد از اينكه يك وقت يك انفجارى حاصل بشود و همه ما را به باد فنا بدهد. از اين بترسيد شما! مغرور نشويد به اينكه من آن هستم كه فلان كار، چيز بود، رستم يلى [٢] بود در كذا! مغرور نشويد.
[١] مرتد فطرى، مسلمانى است كه كافر شده است
[٢] پهلوان.