صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩ - طريقه انبيا براى اصلاح جامعه
دنبالش. ايشان مسجد رفته بود و مشغول نماز بود و رفت عذرخواهى كرد. گفت من نيامدم- اين طور نقل مىكنند- در مسجد الّا اينكه براى تو طلب مغفرت كنم. [١] ببينيد چطور تربيت مىكند. يك همچو امرى چطور تربيت مىكند. يك كسى به خواجه نصير الدين [٢]- رضوان اللَّه عليه- كاغذى مىگويند نوشته بود و مسائلى. و در ضمن او جسارت كرده بود به ايشان و اسم «كلب» روى ايشان گذاشته بود. ايشان جواب وقتى كه نوشتند- از قرارى كه نقل مىشود- مسائلى كه او اشكال داشت يكى يكى به طور حكيمانه دفع كرده بودند تا رسيده بود به اينجايى كه به ايشان گفته بود تو سگ هستى. ايشان گفته بود كه نه، اوصاف و خواص و آثار من با اوصاف و خواص و آثار كلب دوتاست. كلب فلان صفت را دارد من آن صفت را ندارم، من فلان صفت را دارم او ندارد. [٣] حكيمانه اين طورى حل كرده بود قضيه را. خوب، اگر خواجه هم يك كاغذ نوشته بود به اينكه نه، تو سگى و پدرت هم سگ است، فردا يك كاغذى دريافت مىكرد او سه تا چيز رويش گذاشته بود. وقتى ما بتوانيم با زبان نرم، با نصيحت، با قول سالم بدون نيش، بدون اظهار غرض مردم را اصلاح كنيم، دوستان خودمان را زياد كنيم، براى خدا همين معنا باشد، خوب، چه داعى هست كه آدم با قلم خودش به ضد خودش عمل كند. خيليها خيال مىكنند كه اين حرفى كه من مىزنم، ضد فلان است و سركوب مىشود فلان. لكن اول خودش سركوب مىشود. اينها توجهى به اين معنا ندارند. اول يك وقتى كه يك همچو شد كه ديدند قلم، قلم آلوده است، اين مورد نفرت واقع مىشود.
[١] بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ١٥٧
[٢] نصير الدين ابو جعفر محمد طوسى (٦٧٣- ٥٩٥ هجرى) معروف به خواجه نصير الدين از دانشمندان نامدار سده هفتم، وزير هلاكوخان مغول بوده است. خواجه در علم هيئت، هندسه، ستارهشناسى، منطق، حكمت از استادان زمان خود بود نگارش ١٣٠ جلد كتاب و رساله، ساختن رصدخانه در مراغه و گشودن كتابخانهاى با ٤٠٠ هزار نسخه كتاب از كارهاى برجسته اوست، تحرير اصول هندسى اقليدس، رساله عروض، شرح اشارات ابن سينا، تحرير مجسطى تجريد العقائد، اوصاف الاشراف، اخلاق ناصرى و ... از آثار اوست
[٣] الكُنى و الألقاب، محدّث قمى، ج ٣، ص ٢٥٢. الوافى بالوفيات، صفدى، ج ١، ص ١٨٠.