صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٠ - ارتباط خوى ديكتاتورى و سوء تربيت
وقت هم يك مخالفتهايى بود. و آن اينكه مىخواستند ننگ شكست را به ديگرى نسبت بدهند. لكن اين مخالفت دوم طولانى نمىشد، براى اينكه آن ننگ را يكدفعه كه هياهو مىكردند كه اين ننگ به عهده مثلًا فلان طايفه است يا به عهده فلان طايفه است، ريشهدار نبود و تمام مىشد. لكن در پيروزى طمعها زياد است. در پيروزى آمال و آرزوها زياد است. براى بهرهبردارى و براى ثبت پيروزى در تاريخ به اسم خودشان، دمكرات مىگويد كه ما بوديم، كمونيست مىگويد كه ما بوديم. و اشخاص هم ممكن است كه هر كدام ادعا كنند كه نخير ما پيروزى را تحصيل كرديم. در صورتى كه كسانى كه چشمشان را باز كنند مىدانند كه ماها هيچ دخالت نداشتيم. اين ملت و ارتش و سپاه و ساير قوايى بودند كه با هم متحد شدند و اين پيروزى را به دست آوردند.
ارتباط خوى ديكتاتورى و سوء تربيت
و يك نكتهاى را كه بايد به شما آقايان و همه ارتشيها و همه قواى مسلّح و همه كسانى كه دستاندركار هستند در اين كشور تذكر بدهم؛ اين است كه هيچ چيز، هيچ صفتى در انسان از آن وقتى كه متولد شده است، اين صفاتى كه بعدها بروز مىكند، آن وقت نبوده. هيچ فردى از افراد انسان،- مگر آنهايى كه [از] خداى تبارك و تعالى [هستند] مثل انبيا- اول كه متولد شدند عالِم نبودند. بعد براى مجاهدت خودشان كم كم تحصيل كردند، و هر كسى يك علمى را انتخاب كرد. ديكتاتورى هم از آن امورى است كه بچه وقتى متولد شد ديكتاتور نيست. وقتى هم كه بزرگ مىشود كم كم، آن طور نيست كه آن ديكتاتوريهاى بزرگ را داشته باشد. لكن با تربيتهاى اعوجاجى، در همان محيط كوچكى كه خودش دارد، كم كم ديكتاتورى در او ظهور مىكند. اگر تربيت صحيح باشد براى اين بچه، آن ديكتاتوريش رو به ضعف مىرود. و اگر تربيت فاسد باشد، آن ديكتاتورى كه كم بود رشد مىكند. آنهايى هم كه در قواى مسلّح و دست [اندركارند در] كارهايى كه در مملكت ما يا ساير ممالك هستند اين طور نيست كه ابتداءً؛ اينها ديكتاتور بودند. ديكتاتورى كم كم بروز مىكند در انسان. از اول خيال مىكند كه خودش