صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - طريقه انبيا براى اصلاح جامعه
تضعيف كنيم؟ چرا بايد ارتش را تضعيف كنيم؟ چرا بايد پاسدار را تضعيف كنيم؟ مگر اينها همه اشخاصى نيستند كه دارند براى اين ملت خدمت مىكنند؟ خوب، همه اينها خدمتگزارند، از آن رئيس جمهور گرفته است تا من طلبه، و همه ارگانهايى كه بعد هستند، الآن مشغول خدمت هستند. نظرها را نظرهاى بدبينى نكنيد. و حُبّ و بُغض در دل شما آن جور نباشد كه به خلاف واقع حكم كنيد و بنويسيد و بگوييد. آنچه كه هست بگوييد.
طريقه انبيا براى اصلاح جامعه
البته نه، من نمىگويم تأييد كنيد و فحشا را [ترويج] بكنيد. اين خلاف شرع هست و از گناهان كبيره هست اين. لكن براى موعظه، براى بيدار كردن، نقاط ضعف را بگوييد، لكن به آرامى. نه اينكه آن كسى كه مىشنود كه از قلم شما چه بيرون آمده بدتر كند مطلب را. اگر شما يك مطلبى را بگوييد كه غرضآلود باشد و به كسى بربخورد، آن آدم هم آن طور مهذّب نيست كه اين را غَمْضِ عين [١] بكند. آن هم مطلبى را مىگويد غرضآلود. يك مقدار بالاتر، آن يك مقدار بالاتر مىرود، اينكه مقابلش ايستاده است فردا يك مقدار از او بالاتر مىرود. ما اگر بخواهيم كه واقعاً كشور خودمان يك كشورى باشد كه براى خودمان باشد، ديگران نتوانند به او تسلط پيدا كنند، حالا بايد همه قشرهايى كه هستند، با هم دست به دست هم بدهند. دست بردارند از اين حُبّ و بُغضهايى كه اساسش هم همان حُبِّ نفس است. يك مقدار حُبِّ نفس را كنترلش كنند، نمىتوانند خارجش كنند، كَمَش كنند، موقتاً كَمَش كنند تا اين پيروزى حاصل بشود.
موقتاً جلوى قلمها را بگيرند، و اگر مىخواهند نصيحت كنند، نصيحت باشد، نصيحت را آدم ممكن است قبول كند، اما تندگويى را همان آدمى هم كه هر چه باشد، تندگويى را نمىتواند تحمل كند. ما بايد از اين بزرگان چيز ياد بگيريم. خوب، مالك اشتر را كه قصهاش را شنيدهايد كه فحش به او دادند و بعد كه آن مرد فهميد كه اين مالك اشتر بود رفت
[١] چشمپوشى.