صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٦ - لزوم حق مدارى هنگام نظر دادن
آزاد است، به اندازهاى كه نخواهند يك كسى را خفيف كنند، يا يك گروهى را خفيف كنند و از صحنه خارج كنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى بايد اين انتقادات را داشته باشد؛ لكن اگر [در] اين انتقادات آن كه انتقاد مىكند با آرامش خاطر و با نظر صحيح انتقاد بكند، اين كه جواب مىدهد هم اگر با نظر صحيح و بدون اينكه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هياهو و جار و جنجال بخواهيد شما يك مسأله را حل بكنيد، و هر كسى در نظر داشته باشد كه طرف مقابل خودش را مثل يك دشمن بكوبد، عقلها كنار مىرود و قوه غضبيه، كه بدترين قوههاست اگر مهار نشود، در كار مىافتد؛ و مسائل را علاوه بر اينكه حل نمىكنند، مشكلتر مىكنند.
لزوم حق مدارى هنگام نظر دادن
انسان ناچار سه جور نظر دارد: يك نظرى كه نظر بيطرف است. اين يك نظر است
يكى هم نظر طرفدارى از يك روش، از يك جريان؛ يك نظرى هم مخالفت با يك روش و يك جريان؛ نظر بيطرف و نظر طرفدارى از يك مسأله و نظر طرفدارى از يك مسئله ديگر. نظرى كه حبّ باشد به يك جريانى، يا بغض باشد به يك جريانى، اين نظر نمىتواند يك نظر سالم باشد؛
حُبُّ الشَيءِ يُعمِى و يُصِمُّ. [١]
بغض هم همين طور است؛ نور عقل را خاموش مىكند. حبّ مفرط به يك روشى اسباب اين مىشود كه خود آن كسى كه حبّ دارد توجهى به اين ندارد كه از مبدأ حبّ دارد اين مطلب صادر مىشود و اين مطلب حق نيست؛ مطلبى است كه از راه حبّ است. و خواه يا ناخواه اين نظر، نظر صائب نيست. انسان خودش را نمىتواند بشناسد به اين زوديها؛ انسان تا آخر عمرش، تا آن وقتى كه از اين دنيا خارج مىشود، گرفتار يك مسائلى در باطن خودش هست كه خودش هم نمىتواند بفهمد. بايد عرضه كند خودش را انسان به كسانى كه بىنظر هستند.
اگر نظر از راه حب شد، هميشه دنبال اين مىرود كه آن مطلبى را كه مربوط به آن روشى است كه
[١] علاقه به يك چيز، آدمى را كور و كر مىكند. بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ١٦٥.