صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٨ - استقلال و رهايى از وابستگى در گِرو خودباورى
آنها نيست و قدرت صنعتيتان مثل آنها نيست، لكن مىتوانيد ايستادگى كنيد. و يك ملت وقتى كه يك مطلب را باور كرد كه مىتواند انجام بدهد، انجام خواهد داد. اساس، باور اين دو مطلب است؛ باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و قوه و توانايى. اگر ملت اين باور را داشته باشد كه ما مىتوانيم در مقابل قدرتهاى بزرگ بايستيم، اين باور اسباب اين مىشود كه توانايى پيدا مىكنند و در مقابل قدرتهاى بزرگ ايستادگى مىكنند.
استقلال و رهايى از وابستگى در گِرو خودباورى
اين پيروزى كه شما به دست آورديد، براى اينكه باورتان آمده بود كه مىتوانيد؛ باورتان آمده بود كه امريكا نمىتواند به شما تحميل بكند. اين باور اسباب اين شد كه آن كار بزرگ معجزهآسا را شماها انجام داديد و چنانچه شما ملاحظه مىكنيد كه در اين دو سال در كشور ما صنعتهاى زيادى كه آنها انجام مىدادند، خودشان انجام مىدهند و باورتان باشد كه خود ما هم مىتوانيم، صنعتى داشته باشيم و مىتوانيم ابتكارى داشته باشيم. همين باورِ توانايى، شما را توانا مىكند. اساس اين باور است كه آنها [١] از ما گرفته بودند. آنها ما را از همه چيز تهى كرده بودند، به طورى كه افكار ما، باورهاى ما، همه وابستگى داشت.
اگر افكار يك ملتى وابستگى به قدرت بزرگى داشته باشد، تمام چيزهاى آن ملت، وابستگى پيدا مىكند. عمده اين است كه افكار شما آزاد بشود، افكار شما از وابستگى به قدرتهاى بزرگ آزاد بشود. اگر افكار شما آزاد شد و باورتان آمد كه ما مىتوانيم كه صنعتمند و صنعتكار باشيم، خواهيد بود. اگر افكارتان و باورتان اين باشد كه ما مىتوانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم، خواهيد توانست. اگر كشاورزان ما باورشان اين باشد كه ما مىتوانيم در كشاورزى به جايى برسيم كه صادر كنيم و وابسته به غير نباشيم، بلكه ديگران به ما محتاج باشند، مىتوانند. اگر شماهايى كه در صنعت هستيد و پرسنل صنعتى [هستيد] در ارتش اين باور را داشته باشيد و به تجربه اين باور را امروز داريد كه
[١] دولتهاى استعمارگر غربى.