صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٨ - پيام به شركت كنندگان در كنگره هزاره نهج البلاغه (ابعاد شخصيت حضرت على (ع))
است و از همه عبوديتها بريده است، جز انبياى عظام و اولياى معظم كه على- عليه السلام- آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را دريده و به معدن عظمت رسيده است، در صف مقدم است. و كدام شخصيت است كه مىتواند ادعا كند از خردسالى تا آخر عمر رسول اكرم در دامن و پناه و تحت تربيت وحى و حامل آن بوده است جز على بن ابي طالب كه وحى و تربيت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ريشه دوانده. پس او بحق عبد اللَّه است و پرورشيافته عبد اللَّه اعظم است. [١] و اما كتاب نهج البلاغه كه نازله روح اوست براى تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيّت و در حجاب خود و خودخواهى خود، معجونى است براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعهاى است داراى ابعادى به اندازه يك انسان و يك جامعه بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هر چه تاريخ به پيش رود و هر چه جامعهها به وجود آيد و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فيلسوفان و محققان بيايند و در آن غور كنند و غرق شوند. هان، فيلسوفان و حكمتاندوزان، بيايند و در جملات خطبه اول اين كتاب الهى به تحقيق بنشينند و افكار بلندپايه خود را به كار گيرند و با كمك اصحاب معرفت و ارباب عرفان اين يك جمله كوتاه را به تفسير بپردازند و بخواهند بحق وجدان خود را براى درك واقعى آن ارضا كنند؛ به شرط آنكه بياناتى كه در اين ميدان تاخت و تاز شده است آنان را فريب ندهد و وجدان خود را بدون فهم درست بازى ندهند و نگويند و بگذرند، تا ميدان ديد فرزند وحى را دريافته و به قصور خود و ديگران اعتراف كنند و اين است آن جمله:
مع كل شيء لا بمقارنة و غير كل شيء لا بمزايلة. [٢]
و اين جمله و نظير آن كه در كلمات اهل بيت وحى آمده است، بيان و تفسير كلام اللَّه است كه در سوره «حديد» است و براى متفكران آخر زمان آمده است: وَ هُوَ
[١] حضرت رسول اكرم (ص)
[٢] فرازى از خطبة اول نهج البلاغه و در بيان اوصاف ذات بارى تعالى: «... خداوند باهر چيزى هست اما نه به مقارنت (و يكسانى) و غير هر چيز است نه به كناره گيرى (و انفكاك)».