صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٠ - بيان نمودن مسائل و گرفتاريها براى مردم
كجا شما را شكنجه دادند. گفت كه توى همان اتومبيل اين شكنجه را دادند و آنها پاسدار بودند. گفتم خوب، تو كه مىگويى سر و كلهشان بسته بودند، از كجا مىگويى پاسدار بودند، شايد رفقاى خودت بودند. گفت، ماند و نتوانست جواب بدهد. بعد من گفتم كه تو از اين منافقين هستى و اينجا آمدهاى شكايت مىكنى. پاشو برو، و الّا من پدرت را در مىآورم؛ پا شد رفت. اينها يك همچو وضعى دارند. بلكه من شنيدهام از يك نفر آدم كه در [محكمه] قضايى بود كه در فلان جا- حالا يادم نيست، مثل اينكه شيراز ايشان گفت- كه بعضى از اينها آن رفيق خودشان را بيهوش مىكنند و شكنجه مىكنند، براى اينكه بگويند شكنجه ما داريم. شما سر و كارتان با يك همچو مردمى است. شما بخواهيد كه هيچ ناملايم نداشته باشيد، در يك همچو مسائل مشكلى، اين را نمىتوانيد، نمىشود يك همچو چيزى. شما مشكلات زياد داريد و اين مشكلات هم بسياريش تحميل مىشود به روحانيين كه اينها هستند كه چه مىكنند. شايد زياد از اين ور آن ور اين طور شكايات مىآيد و بسياريش هيچ اصلى ندارد، ممكن هست تويش هم يك چيزى باشد و همين طور دادستانيها، آنها هم بالاخره ناراضى درست مىكنند، براى اينكه قاضى به حق هم باشد، آن طرف ناراضى مىشود، وقتى ناراضى شد، داد و قال مىكند؛ آن وقت، اين مال اشخاص عادى است. اما آنهايى كه از اول انقلاب مىخواستند كه يك مسائلى براى خودشان باشد، در انقلاب كارى نكرده بودند، لكن مىخواستند بهرهبردارى كنند، و حتى- مثلًا- رئيس جمهور بشوند، خوب، نشدند، بعدش شروع كردند به كارهايى كه همه مىدانيد. شما سر و كارتان با يك همچو اشخاصى هست كه در همه جا توطئه است؛ در حبس هم توطئه است، در بيرون حبس هم توطئه است، در جبههها هم الآن هست، همه جا هست اين مسائل، منتها شما در يك محيط محدود هستيد و آنها هم در آن محيط محدود تمام همّشان اين است كه وضع زندان را به آن طورى كه مىگوييد، بكنند.
بيان نمودن مسائل و گرفتاريها براى مردم
من اعتقادم اين است كه شماها اينكه در يك جاى محدودى كه خودتان نشستهايد و