صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٦ - در محضر خدا بودن همه اعمال و افكار
واعظشان آن طبقه هستند تا برسد به آخر، تا برسد به ما كه خودمان احتياج به موعظه داريم. و موعظه چندين ساله باز در خود من تأثير بسزا نكرده است. من اين را بايد اعتراف كنم كه در عين حالى كه موعظه مىكنم آقايان را و گوشزد مىكنم همه مسائل روز را حالا و پيشتر هم مسائل اخلاقى را، مع ذلك، در خود من تأثير آن طور كه بايد بكند، نكرده است. اين براى اين است كه انسان يك شيطان بزرگى در باطنش هست كه ايستاده تا انسان را به هلاكت برساند؛ يعنى، آن قدم آخرهم كه آدم مىخواهد بردارد به آن طرف، باز آن آنجا ايستاده است كه نگذارد. تمام همّش اين است كه انسان را از اينجا كه بيرون مىكند بدون ايمان بيرون كند؛ و ما به خدا پناه مىبريم از اينكه گرفتار بشويم به اين طور عواقب سوء.
در محضر خدا بودن همه اعمال و افكار
موعظه من به شما آقايان اين است كه شما در محضر خدا هستيد؛ و همه ما در محضر خدا هستيم. همين جا كه ما نشستهايم، با هم صحبت مىكنيم محضر خداست. همه پيش چشم خدا هستيم، همه در علم خدا هستيم؛ حضور دارد خدا در همه جا: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ. [١] وقتى اين معنا را ما به خودمان درست تلقين كنيم و بفهمانيم كه ما مسئولى هستيم كه آن كسى كه مسئوليت را به عهده ما گذاشته است، حاضر است؛ مثل مسئوليتهاى ديگرى نيست كه [بازخواستكننده] غايب باشد و بتواند انسان از آن تخلف بكند، هيچ تخلفى به آن معنا كه نداند او، نمىشود، هر كارى بكند در محضر اوست وثبت مىشود. همه اين عالم دفتر ثبت اعمال ماست؛ يعنى، اين امواجى كه به واسطه اين صحبتهايى كه ما مىكنيم، تموج [٢] پيدا مىكند، ثبت مىكند اين اقوال ما را، افكار ما هم ثبت مىشود. وقتى اين طور است و ما اين طور در محضر او واقع هستيم، نبايد مخالفت با آن كسى كه حاضر است بكنيم. مخالفت اشخاصى كه نيستند پيش آدم- خوب، گاهى مىشود، انسان
[١] سوره حديد، آيه ٤: و هر جا كه باشيد، همراه شماست
[٢] موج موج شدن؛ افزون شدن امواج.