صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - لزوم قضاوت منصفانه مخالفين داخلى نظام اسلامى
مىفهمد كه در زمان شاه ملعون سابق، بر اين ملت، بر اين بانوان ملت ما، بر اين اشخاص ملت ما، بر اين روحانيت، چه گذشت و چه رنجها بردند، و يك كلمه نتوانستند حرف بزنند؟ آقايان مىبينند كه حالا شكايتها زياد است، پيشتر لا بد شكايت نبوده است! پيشتر كه مال مردم را بزور مىگرفتند و جان مردم را آن طور تلف مىكردند لا بد شكايت نبوده! شكايت بوده، جرأت اظهار نبوده.
اگر يك روز مردم، آزادى امروز را داشتند، آن وقت مىفهميديد كه شكايات در آن زمان چه بوده؛ روحانيون چه شكايتهايى داشتند، بازاريها چه شكايتهايى داشتند. امروز و آن روز فرقش اين است كه امروز مردم شكايت مىكنند اگر يك چيزى واقع بشود و شما شكايات را چند برابر جلوه مىدهيد؛ آن روز مردم خفقان داشتند، اختناق در كار بود، جرأت نفس كشيدن نداشتند. حكومت سابق نفسها را قطع كرده بود و [حالا] شما به آنجا رسيديد كه صاف در مقابل حكومت مىايستيد و مىگوييد كه اين كار خطاست.
شما جرأت مىكرديد كه در حكومت سابق يك همچو كلمهاى يا يك همچو مقالهاى بنويسيد؟ فرق ما بين حالا و آنجا اين است كه شمايى كه قلمهايتان- خداوند آن قلمها را بشكند- آن طور آزاد است كه [عليه] همه چيزها و مقدسات اسلام مىنويسيد و پخش مىكنيد و جلوى شما گرفته نمىشود- با اينكه بايد گرفته بشود- فرق حالا و سابق اين است كه در سابق شما تسليم بوديد، اگر هم در دلتان چيزى بود در زبانتان نمىشد اظهار كنيد و امروز در زبان و قلم و قدم، كارهايى مىكنيد و جلوه مىدهيد اين جمهورى اسلامى را به اينكه اين از زمان سابق بدتر است! به اين نعمت خدا تشكر كنيد، خوبهاى اين را ببينيد. آن مقدارى كه در اين دو سال خدمت شده است به اين ضعفا و به اين مستمندان و به اين مستضعفين آنها را نگاه بكنيد؛ نه اينكه يك جايى يك فساد مىشود، شما تمام مسائل كه انجام گرفته است ناديده بگيريد، فقط آن را بگيريد. اين انحراف است، اين بىانصافى است، اين خلاف رضاى خداست. كسانى دارند شب و روز به اين مملكت خدمت مىكنند؛ لكن آن قدر فساد زياد است و آن قدر خرابى زياد است كه نمىتوانند به اين زودى اين كارها را انجام بدهند. و مع ذلك، در اين دو سال به قدر پنجاه