صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣١ - استقلال كشور در گرو استقلال مراكز فرهنگى
بگيرد و يك دانشگاهى باشد كه اشخاصى كه از او بيرون مىآيند يا قبلهشان شرق باشد يا قبلهشان غرب باشد. بايد دانشگاه باز بشود، لكن با آن وضعى كه تربيتهاى اسلامى و ملى و انسانى باشد. اين طور نباشد كه ما فقط مىخواهيم باز باشد. باز بود، پنجاه سال هم باز بود. چه اشخاصى را بيرون داد؟ همان اشخاصى را كه ملت را به تباهى كشاندند و الآن هم دست از سر اين ملت بر نمىدارند. ما مىخواهيم كه دانشگاهى باشد كه ملت ما را مستقل و غير وابسته به شرق و غرب درست بكند؛ نه ملت را به طرف شرق بكشد، نه ملت را به طرف غرب بكشد؛ يك ملتى مستقل، با فكر مستقل، با دانشگاه مستقل؛ كه با استقلال دانشگاه كشور مستقل مىشود؛ يك دانشگاهى كه با فيضيه دست به دست هم بدهند و شرق و غرب را كنار بزنند و خودشان براى مصالح كشور خودشان و براى مصالح اسلام عزيز خودشان عمل بكنند و نونهالان عزيز ما را طورى بار بياورند كه نه قبله آنها مسكو باشد و نه قبله آنها لندن باشد و نه قبله آنها واشنگتن؛ قبله آنها كعبه باشد؛ توجه به خداى تبارك و تعالى باشد و اسلام را در آغوش بگيرند، كه استقلال آنها، عزت آنها در سايه اسلام است.
استقلال كشور در گرو استقلال مراكز فرهنگى
و اسلام براى علم آن قدر اجر قائل است كه شايد ديگر مسالك آن قدر قائل نباشند.
اسلام دانشمندها را آن قدر ارج مىگذارد كه شايد ساير مسالك آن طور نباشد. در اسلام، دانش بزرگترين چيز است، لكن نه دانش آن طورى كه ما را به تباهى بكشد، نه دانشمندان آن طورى كه ملت ما را به آغوش غرب يا شرق ببرد. اسلام كوشش دارد كه علم را در مغزهاى مستقل، در مغزهايى كه به طرف شرق و غرب نيستند، در مغزهايى كه به اسلام فكر مىكنند، بار بياورد. و اين استقلال است كه مىتواند كشور ما را مستقل كند.
استقلال كشور ما منوط به استقلال همين دانشگاهها و فيضيههاست. دانشگاه و فيضيه دست به دست هم بدهند و استقلال كشور خودشان را حفظ كنند. و اميد خودشان را از غير دانشگاه اسلامى و غير فيضيه اسلامى، اميد خودشان را از ديگران ببرند. اعتناى به